مىپذيرد ممكن است خداوند را واقعا سامع و باصر خواند . اين تمايز بين مفهوم لازم و متعدى سمع و بصر از ابو على نشأت گرفت . « 1 »
بغداديان ، برعكس ، درك خداوند را محدود به علم او مىدانستند . گفتن اينكه خداوند سميع و بصير است فقط به اين معناست كه آنچه را بنده با حواس خود درك مىكند خداوند مىداند . « 2 »
مذهب ابو الحسين بصرى در اين مسأله به راهى ديگر رفت . نقل شده كه خود ابو الحسين معمولا از مذهب بغداد پيروى مىكرد . « 3 » صحت اين اخبار مورداعتماد نيست . او در حمايت از نظر بغداديان بحثى را مطرح كرد كه موجب بىاعتبارى مذهب بصريان شد . « 4 » امّا او از بيان صريح حمايت خود از نظريه بغداديان روىگردان بود . « 5 »
هرچند ايراد ابو الحسين بر نظريهء بصريان موردقبول ابن ملاحمى بود ، اما او نهايتا موضع بصريان را تأييد مىكرد . « 6 »
علامه در كتابهايش بحثهاى هردو موضع را بررسى و سپس همه را رد كرده است . « 7 » علامه با بيان اين مطلب كه تنها دليل معتبر بر مدرك بودن خداوند دلايل قرآنى است از بيان رأى خود در اينباره خوددارى مىكرد . « 8 » و فقط در كتاب معارج اظهار مىكند كه تحويل ادراك خداوند به علمش پسنديدهترين بيان است . « 9 »
هامش
( 1 ) - اشعرى ، مقالات ، 179 .
( 2 ) - همان ، 168 ، 175 ؛ بغدادى ، فرق ، 166 ، 181 ؛ همو ، اصول الدين ، 96 ؛ مانكديم ، 168 ؛ نيز مكدرموت 145 .
( 3 ) - مثلا رازى ، محصّل ، 248 ؛ ميثم بحرانى ، 90 ؛ علامه ، نهج المسترشدين ، 205 ؛ همو ، تسليك ، 52 پ .
مقداد ، 206 ؛ محلّى ( 66 پ ) ، برعكس ، نقل مىكند كه ابو الحسين مانند ابن ملاحمى از موضع بهشميه حمايت مىكرد .
( 4 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 19 ر ؛ همو ، معتمد ، 215 .
( 5 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 19 ر ، نيز رازى ، اعتقادات ، 42 ، كه مىگويد ابو الحسين در اين مسأله مردد بود .
( 6 ) - فائق ، 19 ر - پ ؛ معتمد 212 به بعد ، مخصوصا 217 به بعد در مورد آراى ابو الحسين و ابن ملاحمى ر . ك : تقى الدين ، 7 - 196 ؛ و . مادلونگ ، « انديشههاى كلامى زمخشرى »W . Madelung , " The Theology of al - Zamakhshari , " in Actas del XII Congresso dela U . E . A . I . ( Madrid , 1986 ) , 490 - 1 .( 7 ) - مناهج ، 92 ر . نهج المسترشدين ، 6 - 205 ؛ تسليك ، 53 ر .
( 8 ) - همان ، 53 ر .
( 9 ) - معارج ، 118 ر .