تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١

4 . علم خداوند

الف - دلايل عالم بودن خداوند

علامه براى عالم بودن خداوند دو دليل مىآورد : دليل عالم بودن خداوند اين است كه خدا افعال را محكم و كامل آفريد و هركس چنين باشد مسلما عالم است . پس خداوند عالم است . « 1 » اين دليل كه براساس شهادت بنده بر افعال محكم خداوند است معمولا مورد استناد متكلمان اشعرى و معتزلى متقدم بود . « 2 » علامه گامى جلوتر مىرود و دليل دوّم خود را ارائه مىدهد : دليل دومى براى عالم بودن خداوند ( وجود دارد ) . شرح آن اين است كه خداوند قادر است . و هر ( فاعل ) قادرى عليم است . . . در كبراى قضيهء ( فاعل ) قادر كسى است كه با داعى و قصدى امرى را بر ديگرى ترجيح دهد . اين قصد براى امرى مسلما مشروط به علم است . پس قدرت فقط با علم كامل مىشود . « 3 » اين دليل را ظاهرا اولين بار ابن ملاحمى مطرح كرد . « 4 » او استدلال كرده بود « 5 » كه اين حقيقت را كه هر فاعلى عالم است مىتوان از فعلى واحد بدون توجه به محكم بودن يا نبودن فعل استناط كرد . اين بحث براساس اين رأى است كه فاعل قادر بدون داشتن داعيى براى فعل نمىتواند آن را انجام دهد . در اين مورد ابن ملاحمى با بهشميه ، كه روا مىدانستند فاعل قادرى بدون داشتن داعيى بتواند فعلى را انجام دهد ، اختلاف‌نظر داشت . « 6 » ابن ملاحمى استدلال مىكرد كه چون خداوند هيچ چيزى را بدون داعى نيافريده و چون
هامش
( 1 ) - معارج ، 116 ؛ نيز اسرار ، 210 ر ؛ مناهج ، 91 ر ؛ منتهى الوصول 81 پ ؛ نهج المسترشدين ، 194 ؛ تسليك ، 51 پ . ( 2 ) - در مورد كاربرد آن در بين معتزليان ر ك ابن متّويه ، مجموع ، 1 : 113 به بعد ؛ نيشابورى ، فى التوحيد ، 493 و در مورد اشعرى ر ك لمع ، باب 13 ؛ باقلانى ، تمهيد ، 26 ؛ رازى ، تفسير ، ج 15 باب 30 : 58 . ( 3 ) - معارج ، 116 ر ؛ نيز اسرار ، 210 ر ؛ منتهى الوصول ، 81 پ ؛ نهج المسترشدين 194 ؛ تسليك ، 51 پ . ( 4 ) - در كتابهاى ابن ملاحمى نشانه‌اى داير بر اين‌كه ابو الحسين بصرى قبلا چنين دليلى به كار برده باشد ديده نمىشود . ( 5 ) - فائق ، 18 ر ؛ معتمد ، 198 . ( 6 ) - ر . ك : كتاب حاضر ص 142 - 143 .