تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
رو وجود شيئ نيز موجد حكم آن مىشود . بنابراين اختلاف اشياء فقط بر مبناى وجود آنهاست . از اين‌رو وجود هر موجود خارجى ضرورتا باوجود هر شئى ديگر متفاوت است . بنابراين وجود اشياء هيچ‌وجه اشتراكى بجز در اسم با يكديگر ندارند . لذا باوجود اينكه علامه معتقد بود وجود بالتشكيك بر همهء اشياء حمل مىشود « اشتراك معنوى » ، ابو الحسين بصرى اشتراك وجود را در لفظ مىدانست « اشتراك لفظى » . « 1 » علامه با بيان اين نظر دربارهء وجود نه‌تنها با معتزليان متقدم كه با فخر الدين رازى نيز مخالفت مىكرد . فخر الدين معتقد بود وجود ، هم در خداوند و هم در بنده زايد بر ذات است . چون اشعريان متقدم « 2 » سهمى در اين عقيده نداشتند ، علامه در اسناد اين نظر به اشعريان احتمالا رازى را در نظر داشت . « 3 » رازى خلاصهء نظريات مختلف را مىآورد و سپس آنچه را كه خود مىپسندد بيان مىكند : بحث در وجود خداوند ناگزير از اين سه قسم خارج نيست : اول ، قول آن‌كه مىگويد لفظ « وجود » كه دلالت بر واجب بالذات و ممكن بالذات دارد داراى معنى واحدى نيست كه در هردو مقوله مشترك باشد ، بلكه برحسب اشتراك لفظى است . دوم ، اين قول كه لفظ « وجود » داراى معنى واحدى است . اما در مورد واجب الوجود
هامش
( 1 ) - مناهج ، 79 پ ؛ كشف الخفاء ، 33 پ - 34 ر . ( 2 ) - نظر سنتى اشعريان اين بود كه « شئ » و « موجود » دو لفظ مترادفند و « معدوم » را نمىتوان به‌عنوان يك شئ حقيقى تعريف كرد ؛ ر . ك : ابن فورك ، 252 به بعد ؛ باقلانى ، تمهيد ، 15 ؛ بغدادى ، فرق ، 170 ؛ جوينى ، شامل ( به اهتمام ع . س . نشر ) ، 124 ، 610 ؛ نيز ر . ك : فان اس ، شناخت شناسى ، 9 - 198 . بنابراين آنها وجود خداوند را به‌عنوان يك صفت مطرح نمىكردند . اشعرى ، ظاهرا در دوران معتزلى بودنش از اين رأى كه شئ يك شئ است مقدم بر وجود آن ، جانبدارى مىكرد و رساله‌اى در تأييد اين موضع نوشت ، او بعدا اين نظر را رد كرد . ر . ك : پرتسل ، نظريهء صفات در آغاز اسلامO . pretzl , Die fru ? hislamische Attributenlehre ( Mu ? nchen : Bayerische Akademie der Wissenschaften , 1940 ) , 60 :نيز ژيماره ، « كتاب‌شناسى اشعرى »D . Gimaret , " Bibliographie d' As'ari un re ? examen , " Journal Asiarique 273 ( 1985 ) : 256 no . 49 .( 3 ) - معارج ، 113 ر . ( به نقل كتاب حاضر ص 185 ) . ويراستار كتاب ارشاد مقداد سيورى نظرش اين است كه منظور از اشعريان باقلانى و جوينى مىباشند ( مقداد ، 33 يادداشت 3 ) . اين مسلما اشتباه است چون اين دو اثبات مىكردند كه شئ و موجود مساوىاند . بدون‌شك مقداد ، مانند علامه ، رازى را در نظر داشته است .