علامه با قبول اينكه خداوند قادر متعال است و قادر بر هر مقدورى است ، « 1 » تصريح مىكرد كه افعال خاص بنده نيز مقدور خداوند است . « 2 » علامه با بيان اين نظر با ابو الحسين بصرى و پيروانش كه همين استنباط را داشتند همرأى بود . « 3 »
بيشتر معتزليان متقدم منكر اين نظريه بودند كه خداوند قادر بر افعالى است كه مقدور بنده است . علامه مواضع متكلمان معتزلى پيشين را بهطور خلاصه بيان مىكند :
كعبى معتقد بود خداوند بر آنچه مانند مقدور بنده است « مثل مقدور العبد » قدرت ندارد .
زيرا آنچه مقدور بنده است يا عبادت است يا سفاهت يا . . . ( ناخوانا ) و اينها از خداوند سلب شده است . . . ابو على و ابو هاشم و پيروانشان معتقد بودند كه خداوند بر نفس افعال بنده ( نفس مقدور العبد ) قادر نيست . ابو الهذيل ، ابو الحسين و اشعريان اين را روا مىدانستند . . . ابو على و پسرش استدلال مىكردند كه ( اگر خداوند بر افعال بنده قدرت داشت ) بناچار لازم بود دو فاعل قادر متفقا بر فعل ممكنى قادر باشند و اين محال است . « 4 »
تمايز اصلى بغداديان و بصريان در آن زمان اين بود كه بغداديان معتقد بودند همه اجناس افعالى كه مقدور بنده است در حيطه قدرت خداوند نيست . « 5 » بصريان ، برعكس ، معتقد بودند كه چون خداوند قدرت انجام اجناس مختلف افعال را به بنده داده است او نيز بايد قادر بر اين افعال باشد . بنابراين آنها تصريح مىكردند كه خداوند قادر به انجام افعال بىشمارى است كه بنده توان انجام آن را دارد . ولى باوجود اين معتقد بودند خداوند بر افعال خاصى كه در حيطهء قدرت بنده است « اعيان الافعال » قادر نيست . « 6 » بهطورى كه علامه متذكر شده است بحث اصلى آنان دربارهء انكار قدرت خداوند اين بود كه يك فعل مقدور نمىتواند موضوع قدرت دو فاعل قادر باشد . « 7 »
هامش
( 1 ) - مناهج ، 90 پ .
( 2 ) - مناهج ، 91 ر .
( 3 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 45 ر .
( 4 ) - مناهج ، 91 ر . در موردنظر ابو الهذيل درباره قدرت مطلق خداوند ر . ك : فرانك « صفات » 473 به بعد .
( 5 ) - رازى ، تفسير ، ج 15 ، باب 30 : 53 .
( 6 ) - مانكديم ، 6 - 375 ؛ نيز اشعرى ، مقالات ، 199 - 200 ، رازى تفسير ج 15 ، باب 30 : 53 .
( 7 ) - عبد الجبار ، مغنى ، 4 : 254 به بعد ، مانكديم ، 375 به بعد .