بالذات « وجود مجرد » است ، يعنى وجود مشروط بر اينكه عارض هيچ ماهيتى نباشد بلكه وجودى باشد قائم به نفس خود . به اين اعتبار وجود خداوند عين حقيقت اوست « نفس حقيقته » .
قول سوم اين است كه وجود يكى از صفات حقيقت خداوند و يكى از نعتهاى ماهيت اوست . به اين اعتبار وجود خداوند غيرماهيت اوست .
هريك از اين سه نظر مورد قبول گروهى از مردم است . اولى آيين گروهى از متكلمان مانند ابو الحسن اشعرى و ابو الحسين بصرى است . ابو على سينا در تمام كتابهايش نظر دوم را انتخاب كرد . نظر سوم مذهب بسيارى از متكلمان است و ما در بيشتر كتابهايمان از اين پشتيبانى كردهايم . « 1 »
3 - قدرت خداوند
همه گروهها بر اين اصل متفق بودند كه خداوند قادر بر هر مقدورى است . « 2 » فخر رازى در مقام يك اشعرى اين اصل را بديهى مىدانست . به نظر اشعريان حدوث شئى منحصرا وابستهء به قدرت خداوند است . « 3 » از طرفى معتزليان مواجه با مسألهاى بودند كه از رأى ايشان در باب عدالت سرچشمه مىگرفت . اگر خداوند قادر بر هر مقدورى باشد اين اصل بناچار شامل افعال بندگان نيز مىشود . در اين صورت اگر خداوند مؤثر بر تمام افعال بندگان بود چارهاى جز اين نبود كه اين افعال را يا از اعمال بندگان بدانيم يا چنانكه اشعريان مدعى بودند آن را مخلوق قدرت خداوند بشماريم .
هامش
( 1 ) - مطالب ، 1 : 1 - 290 . رازى در اربعين ( 100 ) ، ملخّص ( 85 پ ) و مباحث المشرقيهاش ( 1 : 31 ) از همين موضع دفاع مىكند . برعكس ر . ك : اشاره ( 10 پ ) و « مسائل » ( 345 به بعد ، 348 ) كه از موضعگيرى اجتناب مىكند . رازى در تفسيرش ( ج 6 ، باب 12 : 3 - 182 ) در جايى كه مىگويد وجود خداوند عين ذات اوست « عين ذاته » از الفاظ سنتى اشعريان بحث مىكند .
( 2 ) - نظّام معتزلى كه معتقد بود خداوند قدرت انجام شر را ندارد از اين گروه استثنا بود . نظريه او بتازگى مورد تحقيق فان اس قرار گرفته است « ارتكاب شر و قدرت الهى در انديشههاى كلامى ابو اسحاق نظام » .J . Van Ess « Wrongdoing and Divine Omnipotence in the Theology of Abu ? Isha ? q an - Nazza ? m , » in Divine Omniscience and Omnipotence in Medieval philosophy , edited by T . Rudavksy . Synthese Historical Library . Texts and Studies in the History of Logic and philosophy , vol . 25 . Dordrescht , Bostonm Lancaster : Reidel , 1985 : 23 - 57 ) .ر . فرانك ( « آيا خداوند بر ارتكاب شر قادر است ؟ » همان ، 69 - 79 ) .
( 3 ) - معالم ، 52 به بعد ؛ تفسير ، ج 15 ، باب 30 : 53 .