تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
ماهيت وابسته به اعيان كاين مىشود ( كائن فى الاعيان ) و به اعتبار لحاظ وجود موجود قابل تميز است . « 1 » بنابراين اشياى جزئى خارجى وقتى تحقق مىپذيرند كه وجود به ماهيت اضافه نشود . « 2 » به‌علاوه اگر وجود به ماهيت اضافه نشود ، ماهيت در جهان خارج ( فى الخارج ) قابل درك نيست و فقط با تعقل ذهنى قابل تميز است . « 3 » ماهيت به خودى خود نه موجود است و نه معدوم . « 4 » بنابراين موجود خارجى را بايد مثالى دانست از تحقق ماهيت در جهان خارج . « 5 » علامه با تأييد نظر ابن سينا همرأى پيشينيان معتزلى خود نبود . و در مواردى با بهشميه اختلاف‌نظر داشت . آنان معتقد بودند كه صفت ذات الزاما وابسته به هر ذاتى است . اين صفت مشروط به وجود نيست . بلكه مقدم بر آن است . در مورد خداوند نيز چنين است . حالت موجود بودن او صفتى ذاتى است كه وابسته به صفت ذات اوست . « 6 » بنابراين وجود او عين ذات او نيست و اين مورد قبول علامه نبود . بهشميه در مورد موجوداتى غيرخداوند مدعى بودند كه به‌علت صفت ذات اين موجودات حقيقتى فردى و مقدم بر وجود دارند . « 7 » علامه اين نظر را رد مىكرد و معتقد بود كه اشياء فقط هنگامى كه موجود شدند داراى حقيقتى فردى مىشوند . بنابراين نمىتوان معدوم را شيئ دانست . « 8 » به‌علاوه نظر آنان كه وجود در تمام موجودات به تواطؤ يا به تشكيك يكسان است مورد قبول او نبود . هرچند پيروان ابو هاشم وجود را صفتى مىدانستند كه در بنده به سبب فاعل و در مورد خداوند به‌علت صفت ذاتى خود اوست . « 9 » وجود از اين لحاظ ، نسبت به همه چيز متواطئ بود . « 10 » استدلال ايشان آن بود كه حكم وجود در مورد هر شيئى اين است
هامش
( 1 ) - نهاية المرام ، 9 پ . ( 2 ) - همان ، 8 پ - 9 ر . ( 3 ) - همان ، 15 ر . ( 4 ) - همان ، 9 پ ؛ نيز رحمان ، 90 ؛ مروج ، 432 . ( 5 ) - نهاية المرام ، 15 ر ، 18 ر ؛ نيز ر . ك : رحمان ، 7 ، 11 ؛ مروج ، 432 . ( 6 ) - ر . ك : همين كتاب ، ص 173 . ( 7 ) - ر . ك : فرانك « معدوم » 205 به بعد . ( 8 ) - اسرار ، 172 پ ؛ ايضاح المقاصد ، 20 به بعد ؛ نهاية المرام ، 8 پ - 9 ر ، 18 ر . ( 9 ) - ر . ك : همين كتاب ، ص 175 . ( 10 ) - ر . ك : فرانك ، « معدوم » ، 197 .
انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 186 | زابينه اشميتكه / احمد نمايى