تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
ماهيت است . « 1 » علامه نظر فلاسفه را همراه با ساير نظريات نقل مىكند و سپس رأى خود را مىگويد : مردم دربارهء وجود اختلاف دارند . آيا وجود امرى زايد است يا خير ؟ جمهور فلاسفه برآنند كه وجود از اين نظر ، بر همهء موجوداتى كه به‌وسيلهء ماهيتى از يكديگر متمايز مىشوند به تشكيك اطلاق مىشود ، به اين معنا كه اين موجودات يا از طريق تقدم و تأخر مانند وجود علت و معلول ، يا به واسطهء اولويت و عدم اولويت ، مانند اين دو وجود مذكور و يا از طريق اشدّيت و اضعفيّت مانند وجود واجب و وجود ممكن با يكديگر اختلاف پيدا مىكنند ( در وجود ) آنچه بالتشكيك بر آنها حمل مىشود نمىتواند جزئى از آنها يا خود آنها باشد . زيرا ماهيت در حد ذات خود ، يا جزئى از آن اختلاف‌پذير نيست . بلكه وجود عارض بر ماهيت است . در مورد وجودهايى كه مختص به ماهيت واحدى است اين وجودها زايد بر اين ماهيت مىباشند ، بجز وجود واجب الوجود كه مختص به خود اوست . زيرا وجود از نظر آنان نفس حقيقت اوست . . . متكلمان ، بيشتر اشعريان و معتزليان چه در مورد واجب الوجود و چه وجودهاى ديگرى غير او معتقدند كه وجود زايد بر ماهيت است . ديگران از جمله ابو الحسين بصرى ، وجود را هم در واجب الوجود و هم در ممكنات عين ماهيت مىدانند . چون شما اين را دانستيد ، مىگوييم رأيى را كه ما انتخاب مىكنيم اين است كه وجود در واجب الوجود عين ماهيت اوست . « 2 »

[ نظر علامه حول ماهيت ]

علامه هم مانند ابن سينا « 3 » ماهيت را مفهومى مىدانست كه وابسته به اعيان جزئى خارجى نيست مادامى كه وجود وابستهء به آنها نباشد . و چون وجود اضافه به آن شد ،
هامش
( 1 ) - ابن سينا ، رساله ، 19 ؛ غزالى ، مقاصد ، 289 . ( 2 ) - معارج ، 112 پ - 113 ر . ( 3 ) - در مورد نظريهء ابن سينا دربارهء ماهيت و وجود ، ر . ك : به تحقيقات ف . رحمان « ماهيت و وجود در فلسفهء ابن سينا » ، 1 - 16 .Rahman , F . " Essence and Existence in Avicenna . " Medieval and Renaissance Studies 4 ( 1958 ) : 1 - 16 .و پ . مروج ، « تحليل فلسفى و نظر ابن سينا دربارهء تفاوت ماهيت و وجود » 425 - 435 .Morewedge , p . " philosophical Analysis and Ibn sl ? na ? ' s'Essence - Existence'Distin ction " , Journal of the American oriental Society 92 ( 1972 ) : 425 - 35 .
انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 185 | زابينه اشميتكه / احمد نمايى