تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
جهان خارج را به كار گرفت . صفات خداوند از نظر عقلى زايد بر ذات او مىباشند ( زائدة عن الذات فى التعقل ) . اما جايز نيست كه براى اين مفاهيم ذهنى جسميت قائل شويم و واقعيتى زايد بر ذات او در جهان خارج ( فى الخارج ) را به آن نسبت دهيم . « 1 » علامه ، به هنگام بحث از اصل وجود صفات ذاتى ، معتقد بود كه اين صفات بر مبناى ذات خداوند است كه بذاته با ديگر ذوات متفاوت است . او نظر بهشميه را كه معتقد بودند كه ذات خداوند از ديگر ذوات به خودى خود متمايز نمىشود بلكه تمايز آن به‌علت صفتى از ذات است كه به آن نسبت داده شده است نقل كرده و مخالفت خود را با آن بيان مىكند : بحث سوم دربارهء صفت ذاتى . آگاه باش كه ابو هاشم معتقد بود كه خداوند داراى صفتى ذاتى است كه با اين صفت با آنچه غير اوست متمايز مىشود . مانند جوهريّت براى جوهر . به‌علاوه ( او معتقد است كه ) خداوند داراى چهار صفت قديم ، حىّ ، عالم و قادر مىباشد . اين صفات مقتضاى صفت ذات مىباشند ( صفات مقتضاة عن صفة الذات ) . . . اين كلام سخيف است . . . زيرا مبتنى بر اين اصل باطل است كه ذوات يكسانند . « 2 » علامه با رد نظريهء صفت ذات دقيقا از نظر ابو الحسين بصرى و مذهب او پيروى مىكرد . آنان معتقد بودند كه ذوات به‌علت وجودى خودشان با يكديگر متفاوتند و به صفتى ذاتى احتياج ندارند . « 3 » بنابراين خداوند با ذات متميزه خود كه او را از ديگران متمايز مىكند شناخته مىشود . « 4 » او به ذات خود قادر و عالم است . « 5 » بنابراين ابن ملاحمى معتقد بود كه صفات الهى به منزلهء اوصاف ذات خداوند صفاتى حقيقى مىباشند در عين‌حال او منكر اين بود كه آنها حقيقتى مستقل زايد بر ذات داشته باشند . او مىگويد : ( بيان ما كه او قادر و عالم است ) اثبات ذات اوست همراه با امرى ( زايد ) كه در وجود
هامش
( 1 ) - معارج ، 121 ر - پ ؛ نهج المسترشدين ، 232 ؛ تسليك ، 54 ر . او در مناهج ( 92 پ ) از صفات به اعتبارات ذهنيه نام مىبرد كه در مقابل امور خارجيه هستند . ( 2 ) - مناهج ، 90 پ ؛ نيز همان 94 پ ؛ معارج ، 120 ر . ( 3 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 42 ر ؛ شهرستانى ، ملل ، 1 : 58 . ( 4 ) - ابن ملاحمى ، فائق 36 پ ، 42 ر ؛ تقى الدين ، 148 به بعد . ( 5 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 35 ر ، 36 ر - پ ، 41 ر - پ ، 43 پ ، تقى الدين ، 148 - 137 .
انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 175 | زابينه اشميتكه / احمد نمايى