او ( يعنى علامه در نظم البراهين ) مىگويد : « ابو الحسين و فيلسوفان مىگويند كه اين صفات وجودى نيستند ( ليست الوجوديه ) . ديگران مىگويند كه اين صفات وجوديند و حقيقت اين است . » من ( يعنى علامه در معارج ) مىگويم كه مردم در اينكه صفات خداوند وجودى است يا وجودى نيست اتفاقنظر ندارند . اشعريان معتقدند كه آنها امورى وجودى ( امور الوجوديه ) مىباشند . نظر جمهور معتزليان نيز چنين است فيلسوفان و ابو الحسين بصرى اين نظر را رد مىكنند . « 1 »
نظر فيلسوفان دربارهء صفات بدون حقيقتى وجودى از عقيدهء آنان دربارهء خداوند به عنوان محرك اولى نشأت مىگرفت . آنان انكار مىكردند كه خداوند را ، كه فاعليت يگانهاش قائم به تعقل ذاتى خود اوست ، بتوان با صفاتى زايد بر ذات توصيف كرد . « 2 » صفاتى كه به خداوند نسبت داده مىشود به صورت سلب ضد آن يا اضافهء ممكنات به خداوند يا تركيبى از اين دو حالت است . « 3 » بهعنوان مثال ، براى وصف خداوند به صفت قديم بايد عدم وجود ، معلول بودن و صفت محدث بودن را از خداوند سلب كرد . « 4 » وقتى مىگوييم او خالق است معنايش اين است كه آفرينش هرچيزى وابستهء به اوست و او علت غايى هرچيزى است . اگر خداوند جهان را نمىآفريد با هيچ صفتى وصف نمىشد .
ادعاى علامه اين بود كه ابو الحسين بصرى در اين عقيده كه صفات زايد بر ذات خداوند وجود ندارد همرأى فيلسوفان بود اما شواهدى كه ابن ملاحمى آورده است اين ادعا را تأييد نمىكند .
علامه براى وصف حقيقت صفات خداوند نظر فلسفى وجود ذهنى در برابر وجود در
هامش
( 1 ) - معارج ، 121 ر ؛ نيز ر . ك : تسليك ، 54 ر .
( 2 ) - ابو على بن سينا ، الرسالة العرشية فى حقايق التوحيد و اثبات النبوة ( به اهتمام ابراهيم هلال ، دراسات فى الاسلام ش 2 ، قاهره ، 1980 ) ، 21 به بعد . اين رساله را ا . مير ترجمه و شرح كرده است .E . Meyer , " philosphischer Gottesglaube : Ibn Sinas Thronschrift , " Zeitschrift der deutschen morgonla ? ndischen Gesellschaft 130 , ( 1980 ) : 226 - 77 .نيز ر . ك : ابو حامد محمد غزالى تهافت الفلاسفه ، 163 .Taha ? fut al - Fala ? sifah . Edited by M . Bouyges . Bibliotheca Arabica Arabica Scholasticorum , Se ? rie arabe no . 2 . Beirut : Imprimerie catholique 1927 .( 3 ) - ابن سينا ، رساله ، 4 - 23 ؛ همو ، شفاء : الهيات ( به اهتمام ابراهيم مدكور و ديگران ، قاهره ، 1380 ) ، 2 : 8 - 367 ؛ نيز مير ، 6 - 245 ؛ غزالى ، تهافت ، 153 ؛ همو ، مقاصد ، 224 به بعد .
( 4 ) - ابن سينا ، رساله ، 24 .