براى چنين وليى معجزهاى بيافريند كه ممكن است قبل يا بعد از ادعاى او باشد . « 1 » پس از اين تعريفات مقدماتى رازى براى امكان چنين كرامتى دلايلى برمىشمارد كه اين كرامت از نظر او منطقى است . اين دلايل را مىتوان چنين خلاصه كرد . « 2 » چون وليى با تمام وجود عاشق خداوند شود ، خداوند نيز كاملا شيفته او مىشود و براى او كراماتى مىآفريند . « 3 » خداوند الطاف گستردهء خود مانند معرفت الهى و عشق الهى را شامل حال اين ولى مىكند . « 4 » و چون خداوند به وليى عشق بورزد ، وجه او و سمع و بصر او مىشود . « 5 » اگر ولى به چنين رابطهء نزديكى با خداوند دست يابد خداوند چگونه مىتواند از آفرينش چنين امر ناچيزى مانند كرامت براى او خوددارى كند ؟ « 6 » بهعلاوه روح اين ولى فرمانبردار به چنان قدرتى مىرسد كه از دنياى مادى چشم مىبندد و به انوار جهان علوى روى مىآورد . روح وليى كه به چنين قدرتى رسيده است مىتواند كراماتى را ظاهر كند . « 7 »
علامه در مسأله معجزات غيرنبوى قطعا از مذهب ابو الحسين بصرى تأثير پذيرفته بود .
بنابراين در تمام مباحثى كه فخر رازى با نظر مذهب ابو الحسين بصرى موافق بود او با رازى همراى بود . اما شرح و بسط رازى در مسألهء آميختن مباحث كلامى و مفاهيم عرفانى هيچ تأثيرى بر علامه نداشت .
هامش
( 1 ) - اربعين ، 387 ؛ تفسير ، ج 11 ، باب 21 : 86 .
( 2 ) - نيز ر ك : گرامليش ، معجزه 5 - 94 .
( 3 ) - تفسير ، ج 11 ، 21 : 90 .
( 4 ) - همان ، 1 - 90 .
( 5 ) - همان ، 91 .
( 6 ) - همان ، 91 .
( 7 ) - همان ، 92 .