تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بايد روشن و منحصر ( به يكى از اين سه نوع ) باشد . « 1 » اين تعريف ، معجزات غيرنبوى را كه مقدم بر ادعايى نيست و فقط براى كرامت بخشيدن به معجزه‌گراست شامل نمىشود . اماميان ، براساس محدوديت معجزه براى تأييد ادعا بين كلمهء معجزه و كرامت تفاوتى قائل نبودند بلكه كلمهء معجزه را براى معجزات نبوى و هم براى معجزات غيرنبوى به كار مىبردند . « 2 »

[ استناد علامه در مورد معجزات غير نبوى به آيات ]

در محدودهء اين نظريات مختلف دربارهء معجزات غيرنبوى ، نظر علامه با ديدگاههاى مذهب ابو الحسين بصرى ، اشعريان و صوفيان هماهنگى بيشترى دارد تا با پيشينيان امامىاش . او براى اثبات نظرش به اصل امامت متكى نبود بلكه بيشتر به آيات قرآن استناد مىكرد . « 3 » علاوه بر اين او بين كلمهء معجزه و كرامت تفاوت قائل بود و تصديق مىكرد كه معجزات غيرنبوى ممكن است براى تأييد صلاح يا كرامت بخشيدن به شخصى صالح باشد كه در اين صورت مسبوق به ادعايى نيست . « 4 » بنابراين به احتمال زياد علامه در اين مورد از ابو الحسين بصرى و اصحابش پيروى مىكرد . نظر رازى درباره مفهوم معجزات غيرنبوى به وضوح از سنت صوفيان تأثير پذيرفته بود . « 5 » به‌علاوه او در تفسيرش با استناد به آيات قرآنى « 6 » دربارهء مفهوم ولايت به بحث مىپردازد . و سخن خود را با تعريف ولى آغاز مىكند يعنى كسى كه ولىّ خداست و به علت ماهيت ولايت يا مراقبت الهى مرتكب گناه نمىشود . « 7 » او جايز مىداند كه خداوند
هامش
( 1 ) - « مجموعه » 66 - 67 ، نيز ر . ك : شيخ طوسى ، اقتصاد ، 9 - 158 ؛ همو ، تمهيد ، 318 ؛ همو ، تلخيص الشافى ( به اهتمام حسين بحر العلوم ، نجف . العلمين 1383 ) ، 1 : 143 . ( 2 ) - ر . ك : خلاصة النظر ، 68 پ ؛ نيز گرامليش ، معجزه ، 39 . ( 3 ) - مناهج ، 100 ر ( به نقل كتاب حاضر ص 166 ) ؛ معارج ، 24 پ - 125 ر ؛ منتهى الوصول ، 180 ر . علامه در كتاب انوار 7 - 186 به پيروى از كتاب ابو اسحاق ابراهيم بن نوبختى در مورد امامت به اين جنبه معجزات غيرنبوى اشاره مىكند . ( 4 ) - مناهج ، 100 ر ؛ منتهى الوصول ، 108 پ ، معارج 125 ر . در مورد اين اختلاف بين شيعيان متقدم نيز ر . ك : گرامليش ، معجزه ، 39 . ( 5 ) - براى مباحثات رازى درباره معجزات غيرنبوى ر . ك : اربعين 8 - 384 و مخصوصا تفسير ج 11 ، باب 21 : 85 - 93 ؛ ابن باب را گرامليش با عنوان « تفسير فخر الدين بر سورهء كهف » ترجمه كرده است . 99 - 152 .Gramlich , R . " Fahr ad - Di ? n ar - Ra ? zl ? s Kommentar zu Sure 18 , 9 - 12 " Asiatische Studien 33 ( 1979 ) : 99 - 152 .( 6 ) - تفسير ، ج 11 ، باب 21 : 86 به بعد ؛ اربعين ، 385 به بعد . ( 7 ) - تفسير ، ج 11 ، باب 21 : 6 - 85 .