و التخصيص ) . « 1 » و منظورش از اين سخن اين بود كه ظهور نبوت الزاما بايد همراه با معجزه باشد . و معجزه مبيّن هيچ چيز بجز نبوت نيست و محال است كه براى چيزى جز نبوت معجزهاى رخ دهد . او تلويحا بيان مىكند كه معجزه فقط صحت ادعايى را ثابت نمىكند ، زيرا در اين صورت هر ادعايى را مىتوان با معجزه ثابت كرد . عبد الجبار نظر ابو هاشم را چنين بيان مىكند :
مولانا ابو هاشم در بسيارى از كتابهايش ذكر مىكند كه معجزه با روش ابانه و تخصيص دليل نبوت است ، نه با روشى كه نشانههاى ديگر آن را بيان مىكنند . زيرا الزاما بايد معجزهاى رخ دهد تا دليلى بر نبوت فردى باشد . اين الزام بر نشانههاى ديگر صادق نيست . بهعلاوه اگر نشانهها متعدد باشند ديگر دليلى بر نبوت نيستند . ديگر نشانهها چنين نيستند . « 2 »
در بين پيروان ابو هاشم اين نظريه بحث برانگيز بود . ابو رشيد نيشابورى و گويا پيش از آن ابو عبد الله بصرى اين نظريه را كه معجزه منحصرا دليل نبوت است ، رد كرده و بر اين عقيده بودند كه هدف آن بيشتر تأييد ادعاى نبوت است . « 3 » ابو رشيد نيشابورى ، با بيان اين وجه تمايز ، ظاهرا امكان كرامات اولياء را قبول داشت . « 4 » او به احاديثى كه وقوع حقيقى آن را تأييد مىكند بهعنوان گواه اشاره مىكند . « 5 »
ابو الحسين بصرى با قبول امكان كرامات اوليا بر پايهء عقل و نقل نظر ابو هاشم را قاطعانه نقض كرد . « 6 » نظر او بهطور كلى مورد قبول پيروانش قرار گرفت . « 7 » بنابراين ابن ملاحمى بين انواع معجزات تفاوت قائل بود ، « 8 » نخست معجزاتى كه مقدم بر ادعاى نبوت است و منحصر
هامش
( 1 ) - عبد الجبار ، مغنى ، 15 : 217 ، 234 : نيز تقى الدين 8 - 267 ؛ ابن ملاحمى ، فائق ، 159 ر - پ .
( 2 ) - مغنى ، 15 : 217 .
( 3 ) - در مورد ابو عبد الله بصرى ر . ك : عبد الجبار ، مغنى ، 15 : 222 . در مورد ابو رشيد نيشابورى ر . ك : مارتين 68 ، 77 به بعد . تحليل او براساس نسخهء خطى موزه بريتانياOR8613 . در مورد شناخت اين نسخه ر . ك :
كتاب حاضر ص 163 يادداشت 3 .
( 4 ) - مارتين ، 9 - 78 .
( 5 ) - همان ، 79 .
( 6 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 158 پ .
( 7 ) - تقى الدين ، 266 به بعد .
( 8 ) - فائق ، 160 ر . گرامليش ( معجزه 98 ) به اشتباه او را همان ابو القاسم زمخشرى ( ف 538 ) مفسر معروف قرآن مىداند .