انجام آن بازداشته شدند . رازى مىگويد :
در مورد شرح ماهيت اعجاز قرآن ، مردم دو گونه نظر دارند . بعضى معتقدند كه قرآن بذاته معجزه است . بعضى مىگويند كه آن بذاته معجزه نيست بلكه چون خداوند ( مردم را ) از انگيزهء مثل قرآن آوردن بازمىدارد ، هر قدر اين انگيزهها قوى باشد ، اين باز داشتن ، خود معجزه است . رأى ما در اين مورد اين است كه بگوييم قرآن يا بذاته معجزه است يا نيست ؛ در مورد اول آنچه ما در صدد تحصيل آن هستيم حاصل شده است . اگر ( قرآن بذاته ) معجزه نباشد و ( مردم ) قدرت مثل قرآن آوردن را داشته و آن را ترك كردهاند و چيزى براى انصراف و بازداشتن آنها وجود نداشته است . الزاما همانند آوردن به تبع آن انجام مىشد . اين حقيقت كه بهرغم مسايل مذكور اين مثل آوردن انجام نشده ، خرق عادت است و اين خود معجزه است . « 1 »
5 . معجزههاى غيرنبوى
علامه و رازى هريك بنابر سنن مذهبى خود معتقد بودند كه معجزهها را خداوند ويژه پيامبران نيافريده است بلكه غيرپيامبران را نيز شامل مىشود . وجود كراماتى براى اولياء مسألهء مورد بحث بين مذاهب مختلف و حتى بين پيروان يك مذهب بود . علامه خلاصهاى از نظريات مختلف را نقل مىكند و براى تأييد نظر خود دلايلى مىآورد :
در كرامات اولياء ، جمهور معتزليان بجز ابو الحسين بصرى آن را رد مىكنند و جمهور اشعريان بجز ابو اسحاق ( اسفراينى ) آن را ممكن مىدانند . رأى فيلسوفان [ اوايل ] نيز چنين است . دليل ( امكان اين معجزات غيرنبوى ) كراماتى است كه از حضرت مريم و از اصحاب كهف ظاهر شد . « 2 »
نظر گروههاى مختلف آنگونه كه علامه آن را بيان مىكند روشن نبود .
در بين معتزليان ابو هاشم از سرسختترين مخالفان امكان معجزههاى غيرنبوى بود .
مخالفت او برپايهء نظرش بر اهميت معجزه بهعنوان نشانهاى از نبوت بود . او معجزه را نشانهء پيامبرى توصيف مىكرد . « روش آشكار ساختن و تخصيص » ( طريق الابانة
هامش
( 1 ) - همان ، ج 11 ، باب 21 : 55 .
( 2 ) - مناهج ، 100 ر ؛ نيز ر . ك : معارج ، 124 پ - 125 ر .