علامه با تأييد اين نظر كه فصاحت قرآن تنها بعد از اعجاز آن مىباشد با خواجه نصير الدين طوسى معاصر خود كه همهء اصول مربوط به ماهيت اعجاز قرآن را مىپذيرفت اختلافنظر داشت . « 1 »
رازى نيز در نهاية الايجاز « 2 » و در بعضى موارد در تفسيرش اصل « صرف » را براى تأييد اصل فصاحت رد مىكند . « 3 » دلايلى را كه او براى دفاع از نظريهاش عليه اصل « صرف » مىآورد موافق دلايلى است كه علامه آورده است . « 4 » بهعلاوه او عليه اين نظر دليل مىآورد كه :
فراموشى مهارتهاى اكتسابى در مدتى كوتاه ، دلالت بر زوال عقل دارد . اما معلوم شده كه بعد از اين تحدى هرگز عقل اعراب زايل نشده بود . « 5 »
اين دليل ظاهرا بهمنظور مقابله با گفتارى است منسوب به نظّام كه خداوند براى بازداشتن بندگان از آوردن همانندى براى قرآن عقل آنان را زايل كرد . « 6 »
اما رازى ، در جايى ديگر ، بر اين عقيده است كه فصاحت تنها جنبهء اعجاز قرآن نيست .
او در تفسيرش سعى در اثبات اين نظر را دارد كه اخبار قرآن دربارهء امور غيبى ( غيوب ) و مسائل دينى ( امور الدينيه ) جنبههايى از اعجاز قرآن مىباشد . « 7 » در جايى ديگر از تفسيرش « 8 » او تأييد مىكند كه بهعلت ماهيت ذاتى اعجاز يا بهعلت اينكه خداوند بندگان را از آوردن همانند آن بازمىدارد ممكن است قرآن معجزه باشد . « 9 »
عقيدهء « صرف » رازى براساس نظريهء افعال اوست . مردم هرچند قدرت و انگيزههايى براى آوردن همانند قرآن را داشتند كه در شرايط عادى مستوجب اين فعل مىشد ولى از
هامش
آن اقتباس كرد ر . ك : باقلانى ، اعجاز ، 41 به بعد .
( 1 ) - تجريد ، 281 ؛ قواعد العقائد 4 - 73 .
( 2 ) - فخر الدين رازى ، نهاية الايجاز فى دراية الاعجاز ( به اهتمام بكرى شيخ امين ، بيروت 1985 ) ، 79 به بعد ، 82 .
( 3 ) - تفسير ، ج 9 ، باب 17 : 203 .
( 4 ) - نهاية ، 79 - 80 ، تفسير ، ج 9 ، باب 17 : 203 .
( 5 ) - نهاية ، 80 ؛ همين استدلال را عبد الجبار به كار برده است ؛ ر . ك : مغنى 16 : 325 .
( 6 ) - ر . ك : جلال الدين سيوطى ، الاتقان فى علوم القرآن ( به اهتمام محمد ابو الفضل ابراهيم ، قاهره ، المشهد الحسينى ، 1387 ) ج 2 ، باب 4 : 6 - 7 .
( 7 ) - تفسير ، ج 9 ، باب 17 : 100 .
( 8 ) - همان ، ج 11 ، باب 21 : 55 ، نيز همان ، ج 14 ، باب 28 : 259 .
( 9 ) - همان ، ج 11 ، باب 21 : 55 .