اين مقايسه را رد مىكرد و متذكر مىشد كه بنده ، پيش از وحى ، به قدر كافى فهم از شرع ندارد كه پيامبر را بررسى و سنجش كند . « 1 » علاوه بر اين آنان مدعى بودند كه اگر كسى شرايع مدعى نبوى را به كار بست و متوجه شد كه نفس او را تهذيب و تقواى او را افزون مىكند ، او حقانيت اين پيامبر را به تجربه دريافته است . « 2 » ابن ملاحمى مخالف اين نظر بود كه مردم مكلف نيستند از شرايع مدعى نبوتى پيروى كنند كه حقانيت او هنوز بر آنان معلوم نشده است . بدون داشتن انگيزهاى براى كاربرد آن ، آنان تحقيقى در اين مورد نخواهند كرد و بنابراين به صداقت او پى نخواهند برد . « 3 »
رازى و علامه هيچكدام به اين خردهگيريها نپرداختند .
4 . اعجاز قرآن
علامه قرآن را معجزه اصلى پيامبر مىدانست . « 4 » اين نظريه تقريبا وجه مشترك تمامى مذاهب كلامى بود . « 5 » دليل اعجاز قرآن ناتوانى مردمان بود از آوردن مثل آن ، باوجود آنكه به اين كار فراخوانده شده بودند . « 6 » موضوع اين بود كه چرا آنان توان انجام اين كار را ندارند . علامه معتقد بود كه جنبهء اعجاز قرآن فصاحت بىنظير آن است كه بشر توان آوردن مثل آن را ندارد . « 7 »
مسألهء اصلى مورد توجه او اين بود كه نظر مردمى را رد كند كه معتقد بودند اعجاز قرآن به علت كيفيت ذاتى آن نيست بلكه خداوند است كه مردم را از آوردن مثل آن باز مىدارد .
اين موضع به نظريهء بازدارى ( صرف ) معروف است . علامه آراى مختلف پيروان اين نظريه را بهطور خلاصه بيان مىكند :
هامش
( 1 ) - همان ، 155 ر .
( 2 ) - همان ، 155 ر - پ .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - ر . ك : كتاب حاضر ، ص 157 .
( 5 ) - تنها موارد استثنا عبّاد بن سليمان و هشام بن فوطى مىباشند كه اعجاز قرآن و دليل بودن آن از طريق پيامبر و يا خداوند را رد مىكنند ؛ ر . ك : اشعرى ، مقالات ، 6 - 225 ؛ ابو بكر محمد باقلانى ، اعجاز القرآن ( به اهتمام احمد صقر ، ذخائر العرب ، شماره 12 ، قاهره دار المعارف ، 1954 ) ، 99 .
( 6 ) - مناهج ، 98 پ - 99 ر ؛ منتهى الوصول ، 101 و - 102 ر ؛ تسليك ، 70 ر - پ ؛ نيز ر . ك : مانكديم 586 به بعد . ابن ملاحمى ، قائق ، 164 ر به بعد .
( 7 ) - مناهج ، 99 پ ؛ نيز ر . ك : مقداد 309 .