تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
باور بغداديان را رد مىكردند كه خداوند با تفضل « 1 » خود ممكن است به جاى ظالم ضرر مظلوم را جبران كند . چون اعادهء عدل ممكن است تا آن جهان به تعويق افتد اينكه ظالم امكان جبران بىعدالتى خود را قبل از ارتكاب ظلم داشته باشد يا بعدا در طول حياتش اين امكان را به‌دست آورد چندان اهميتى ندارد . « 2 » نظر بهشميه را مىتوان صرفا شرح و بسط نظريات ابو على دانست .

5 . اختيار و جبر

از بحث معتزليان در باب عدل الهى چنين استنباط مىشود كه تنها بنده است كه فاعل افعال خود مىباشد . چون خداوند مرتكب شر نمىشود پس بنده فاعل افعال خيروشر خود است . « 3 » علاوه بر اين اگر بنده فاعل اعمال خود نباشد خداوند در وضع تكليف براى او و در پاداش و كيفر دادن او عدالت را رعايت نكرده است . علامه اين نظر معتزليان را عميقا مىپذيرد . « 4 » معتزليان اتفاق‌نظر نداشتند كه آيا بالضروره معلوم شده كه انسان فاعل افعال خويش است يا بالاستدلال . علامه آراى مختلف را بيان مىكند و سپس به شرح نظر خود مىپردازد : تحقيق دوم ( در مورد ) اينكه ما فاعل ( افعال خود ) مىباشيم . ابو الحسين بصرى و جمعى ( از معتزليان ) بر اين عقيده بودند كه اين ( علم ) ضرورى است و به نظر من حقيقت همين است . جمعى از معتزليان و بعضى از اماميان و زيديان معتقدند كه اين ( علم ) كسبى است . . . آنچه اين نظر ما را تأييد مىكند آن است كه هر انسان خردمندى بالضروره مىداند كه تحسين فعل خير پسنديده است و تقبيح آن ناپسند و نيز تقبيح شر پسنديده است . اگر علم ما از اينكه فعل از ما ناشى مىشود ضرورى نبود ، اين ( يعنى آگاهى از اينكه چيزى شايسته تحسين يا تقبيح است ) براى ما جايز نبود . « 5 » بحث اصلى در اين برهان بيان اين واقعيت است كه اگر بنده فاعل افعال خود نبود
هامش
( 1 ) - نيز ر . ك : عبد الجبار ، مغنى ، 13 : 540 . ( 2 ) - نيز ر . ك : مثلا همان ، 13 : 542 . ( 3 ) - مانكديم ، 345 . ( 4 ) - مناهج ، 97 ر ، معارج ، 122 ر . ( 5 ) - مناهج ، 97 پ ؛ نيز ر . ك : تسليك 63 پ - 64 ر ؛ منتهى الوصول ، 94 پ ؛ معارج 122 ر .