با طرح اين اصل اين سؤال پيشآمد كه اگر ظالم توان لازم براى جبران ضرر مظلوم را نداشته باشد چه مىشود . علامه اين مسأله را مطرح مىكند و به بررسى نظر ساير متكلمان مىپردازد :
آيا رواست خداوند به شخصى توان ظلم كردن بدهد در حالىكه اين فرد به هنگام ارتكاب ظلم صاحب عوضى كه بر ظلمش فزونى يابد نيست ؟ مصنف ( نصير الدين طوسى ) اين را رد مىكند و اهل عدل در اين خصوص با يكديگر اختلاف ورزيدهاند .
ابو هاشم و كعبى اين را ( در اصل ) ممكن مىدانند . اما ( باز اين دو باهم اختلاف پيدا كردهاند تا آنجا كه ) كعبى معتقد است احتمال مىرود ( ظالم ) بميرد بدون آنكه صاحب عوضى شود كه بر ظلم او فزونى مىيابد . و مىگويد : كه خداوند به اقتضاى كرمش آن را جبران مىكند و عوض آن را به مظلوم مىدهد . ابو هاشم منكر اين امكان است .
خداوند بايد زندگى ( ظالم ) را نسبتا طولانى گرداند زيرا اعادهء عدل واجب است اما كرم واجب نيست . بنابراين تعليق واجب بر ممكن جايز نيست . سيد مرتضى ( علم الهدى ) معتقد است كه طول عمر نيز كرم است و بنابراين ربطى به اعادهء عدل ندارد . به نظر او واجب است ( كه ظالم ) در حال ( فى الحال ) ( يعنى زمانى كه عدالت اجرا مىشود ) توان اجراى عدالت را داشته باشد . بنابر آنچه گفته شد رأى مختار مصنّف ( نصير الدين طوسى ) چنين است . « 1 »
در اين كتاب و يا در هيچ كتاب ديگرى كه بخشى از اين مسأله به ميان آمده اشارهء صريحى به نظر خود او نشده و به نظر مىرسد كه او در اين مورد مردّد بوده است .
نصير الدين طوسى كه مانند علامه در آثار كلامى خود از ابن ملاحمى يا ابو الحسين بصرى پيروى مىكرد در اينجا ، بر خلاف گذشته ، رأى سيد مرتضى ( علم الهدى ) را مىپسنديد .
ابن ملاحمى نظر ابو القاسم كعبى را تأييد مىكرد . « 2 » گويا ابو على ابتدا نظر او را به رأى سيد مرتضى ( علم الهدى ) جلب كرده بود . « 3 »
ظاهرا اختلافنظر بين ابو هاشم و ابو على و نيز بين شريف مرتضى و نصير الدين طوسى اندك بوده است . هردو گروه بر اين اساس كه فقط ظالم است كه بايد اعادهء عدل كند ، اين
هامش
( 1 ) - كشف المراد ، 264 ؛ نيز ر . ك : مناهج ، 98 ر .
( 2 ) - فائق ، 141 پ به بعد .
( 3 ) - خلاصة النظر ( مجهول المؤلف ) كتابخانهء ملى ( پاريس ) 1252 ) 36 پ - 37 ر .