تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
حق ( عقاب ) معتقد بود كه بندگان باتوجه به نعمتهايى كه خداوند به آنان مىبخشد بايد راضى به آلام باشند و با شكيبايى آن را تحمل كنند و شايسته نيست كه از آن اظهار نارضايتى كنند . اما در مورد رنجهايى كه سزاوار مجازاتند چنين الزامى وجود ندارد . به علت اين دو خصوصيت متفاوت ، بنده قادر نيست بفهمد كه رنج و مصيبتى كه به او رسيده آيا محنت و امتحان است يا سزاوار آن بوده است . لذا ، ابو هاشم معتقد بود كه خداوند رنج را فقط براى محنت و امتحان مىرساند . « 1 » اين ديدگاه كلا مورد قبول پيروان او واقع شد . « 2 » ابن ملاحمى و علامه روا مىدانستند كه خداوند ممكن است براى امتحان يا به علت سزاوار بودن ( معاقبتا ) بلاهايى بر مكلف نازل كنند . « 3 » علامه اين مغايرت را به اختصار بيان مىكند و نظر خود را مىگويد : اين نظر ابو الحسين بصرى است . او معتقد بود كه نزول بلاها بر كافران و فاسقان ، شايد عذابى باشد براى كافر يا فاسق ، زيرا اين رنجى است كه به سزاوار آن مىرسد ، و نيز ممكن است ( براى ) عذاب باشد . و تعجيل ( وقوع آن در اين جهان ) ممكن است مانند مجازاتهاى تعيين شده در شرع يعنى « حدود » شامل منفعتى براى شخص مكلف باشد . قاضى القضاة [ عبد الجبار ] اين را غيرممكن مىدانست و تأكيد داشت كه بلاهاى ( وارد بر ) آنان امتحان ( محن ) است ، نه عذاب زيرا آنان بايد به آن راضى باشند و با شكيبايى آن را تحمل كنند و تسليم به آن باشند نه مضطرب از آن ، اما عذاب اين‌چنين نيست . پاسخ ما اين است كه ما اين گفته را ، كه در مورد عذاب اين‌چنين نيست ، رد مىكنيم . زيرا رضا اختصاص به دو مفهوم دارد . نخست اعتقاد به اينكه فعلى خير است . اين معنى در مورد عذاب و امتحان مشترك است . دوم آنكه فعل بايد مطابق ميل ( شهوه ) باشد . اين موضوع ارتباطى به قدرت ندارد و در مورد عذاب و امتحان الزامى نيست . « 4 » اين نظر را كه علامه به ابو الحسين نسبت داده قابل اثبات نيست . ابن ملاحمى در كتاب فائق خود از بيان نظر ابو الحسين پرهيز مىكند . علاوه بر اين ، علامه به اين موضوع توجه داشت كه خداوند ممكن است رنجى برساند
هامش
( 1 ) - همان ، 13 : 4 - 413 ، 2 - 431 . ( 2 ) - همان ، 13 : 435 . ( 3 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 135 ر . ( 4 ) - كشف المراد ، 60 - 259 .