كه سزاوار است . اما اين كار براى خداوند غيرممكن است زيرا او حكيم مطلق است . « 1 » موضع پيشينيان معتزلى علامه نيز چنين بود . « 2 »
علامه معتقد بود كه اگر خداوند به منظور نفعى رنجى مىرساند مكلف است به رنجديده عوضى بيش از رنج ببخشد . بهعلاوه رنج بذاته بايد موجب لطف براى خود رنجديده يا براى مكلف باشد . « 3 » موضع ثابت بهشميه و ابن ملاحمى نيز چنين بود . « 4 » آنان همگى مخالف نظر ابو على بودند كه معتقد بود خداوند ممكن است فقط به منظور عوض دادن رنجى برساند . « 5 » ابو هاشم در بحثى در مخالفت با پدرش پذيرفته بود كه رنج چون عوض داده شود بيعدالتى نيست . حتى اگر اين عوض بذاته براى خداوند عبث « 6 » و ناپسند باشد . رنجى كه از جانب خداوند مىرسد بايد علاوه بر عوض موجب مصلحتى باشد . « 7 »
در اين مورد كه خداوند بندگان را بهعلت آنكه شايسته آنند به امراض و اسقام يا ديگر مصايب مبتلا مىكند ، علامه به پيروى از موضع ابن ملاحمى با نظر بهشميه مخالف بود .
اين بحث مبتنى بر نظر ابو على بود كه عقيده داشت امراضى كه كافران و گناهكاران به آن مبتلا مىشوند ممكن است براى تنبيه ( عقاب ) يا آزمايش ( محنه ) باشد . « 8 » از نظر او ، اين عقاب مىتواند مناسب باشد زيرا بخشى از عذابى را كه بنده سزاوار آن است خداوند در اين دنيا و بخش ديگر آن را در آخرت به او مىرساند . « 9 »
برعكس ، ابو هاشم معتقد بود كه هر مرضى كه خداوند بندگان خود را به آن مبتلا مىكند ، بدون در نظر گرفتن مكلف بودن يا نبودن ، مىتواند فقط براى آزمايش باشد نه سزاوار عذاب بودن . « 10 » او با اشاره به اختلاف اصلى بين رنجهاى ناحق ( آلام ) و عذاب به
هامش
( 1 ) - مناهج ، 98 ر ؛ منتهى الوصول ، 99 ر ؛ كشف المراد ، 259 .
( 2 ) - عبد الجبار مغنى ، 13 : 369 ؛ ابن ملاحمى ، فائق ، 134 پ ؛ مانكديم ، 486 ؛ نيز ر . ك : ابو رشيد نيشابورى ، كتاب المسائل فى الخلاف بين البصريين و البغداديين ، به اهتمام معن زياده و رضوان السيد ، بيروت :
معهد الانماء العربى ، 1979 ) ، 10 - 169 .
( 3 ) - مناهج ، 98 ر ؛ منتهى الوصول 99 ر .
( 4 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 133 ر . 138 ر . مانكديم ، 485 .
( 5 ) - عبد الجبار ، مغنى ، 13 : 390 ؛ مانكديم ، 493 .
( 6 ) - عبد الجبار ، مغنى 13 : 390 .
( 7 ) - همان ، 13 : 2 - 390 ؛ مانكديم ، 493 .
( 8 ) - عبد الجبار ، مغنى 13 : 431 .
( 9 ) - همان .
( 10 ) - همان .