بغدادى ( ف 429 ) معاصر ابو الحسين بصرى نقل كرده بود .
رازى نقل مىكند كه ابو الحسين در كتابش به نام الغرر الادلّه « 1 » در اين باره بحث كرده است . نقل شده كه ابو الحسين از هردو موضع به آن جواب داده است .
از نظر بغداديان كه مصلحت جامعه را مقدم بر مصلحت فرد مىدانستند ، خداوند جان برادر را در كودكى از آنجهت گرفت كه ممكن بود او به جامعه آسيب برساند . ديگرى كه كافر شد ضرر زدن به جامعه در نهاد او نبود . بنابراين نيازى نبود كه جان او گرفته شود . « 2 »
از نظر بصريان عمل خداوند كه جان يك برادر را در كودكى گرفت عمل لطف بود كه خداوند مكلف به انجام آن نيست . اين حقيقت كه خداوند نسبت به شخصى لطف روا دارد به آن معنى نيست كه او مكلف است نسبت به ديگرى هم لطف روا دارد . « 3 »
4 . رنج و عوض
علامه ، با عنايت به عقايد معتزله ، با اين مسأله روبرو بود كه وقوع رنج و الم در اين جهان حتمى است خواه موجب آن خدا باشد خواه بنده . بهطور كلى وجود رنجى كه خداوند موجب آن بوده از نظر عدل الهى پرسشهايى پديد مىآورد .
رازى ، از موضع اشعريه ، به اين مسأله عنايتى نداشت . چون اعمال خداوند از نظر حسن و قبح فراتر از هر معيارى است ، او مىتواند هر مقدار كه بخواهد رنج برساند بدون آنكه مكلف باشد به طريقى رنجديده را عوض عنايت كند . « 4 »
علامه پنج نوع رنج را كه به نظر او حسن بود برشمرد . ظاهرا اين فهرست او از رنجها
هامش
( 1 ) - نسخه چاپى ( مطالب ، 3 : 7 - 326 ) كتاب القدر ضبط شده است . در بين كتابها چنين عنوانى منسوب به ابو الحسين نيامده است ، قرائت كتاب الغرر را نسخهاى خطى از اين كتاب ( نسخه خطى جيستربيتى 3114 - 141 ر ) تأييد مىكند . اين كتاب از بين رفته است ( ر . ك : مادلونگ « ابو الحسين بصرى » دايرة المعارف اسلام ، جزوه تكمله 1 - 2 : 25 ) ، رازى در تفسيرش مأخذ خود را براى پاسخگويى به سخنان ابو الحسين ذكر نمىكند . بنابر نقل گوين ( 132 ) در هيچيك از متون معتزلى تاكنون از چنين بحثى نامى نيامده است . اگر اطلاعات رازى درست باشد ، غرر الادله ابو الحسين بايد احتمالا قديمترين و تا حدى كه مىدانيم تنها متن معتزلى باشد كه از اين بحث نام برده است .
( 2 ) - مطالب ، 3 : 327 ؛ تفسير ، ج 6 ، باب 13 : 195 .
( 3 ) - مطالب ، 3 : 8 - 327 ؛ تفسير ، ج 6 ، باب 13 : 195 .
( 4 ) - « مسائل » ، 8 - 377 ؛ تفسير ، ج 8 ، باب 16 : 9 - 88 ؛ نيز مطالب ، 4 : 4 - 423 ، در مورد اين نظر در بين اشعريان بهطور عموم ، ر . ك : مانكديم 483 ؛ حورانى ، « انتقادات جوينى » 113 .