ادعا كرد كه در چنين مواردى خداوند مىتواند بنا به اصلح براى بنده عمل كند يا نكند .
ابن ملاحمى توضيح مىدهد :
مولانا ابو الحسين معتقد بود كه عمل به اصلح فقط در مواردى واجب است كه داعى براى آن موجود باشد ، او مىگفت كه اگر ( پرداخت ) مبلغى اضافه بر ( مبلغ نخستين ) 1000 ، مفسدهاى داشته باشد ، لازم است كه 1000 ( نخستين ) پرداخت شود ، زيرا او [ يعنى فاعل ] مانعى براى آن ندارد . اگر آن ( يعنى پرداخت مبلغ اضافه ) بهطور نامحدود ( مكرّر ) مفسدهاى نداشته باشد اين عمل مانند مانعى است براى پرداخت مبلغ 1000 ، بنابراين او ( يعنى فاعل ) مىتواند گاهى آن را ببخشد و گاهى نبخشد . « 1 »
ابو الحسين با اين جواب ، به مقام بغداديان نرسيد كه معتقد بودند خداوند بهطور كلى در هر موردى اصلح به حال بنده عمل مىكند و بىنهايت را مانعى براى اعطاى مبلغ اضافى نمىدانستند . اما از بصريان فراتر رفت كه خداوند را مكلّف به اعطاى مبلغ نخستين نمىدانستند . چون معتقد بودند اين مبلغ انجام تكليف را براى كسى كه مكلف شرعى است تسهيل نمىكند .
نشان ديگرى را كه حكايت از آن دارد كه ابو الحسين نظرى بينابين بصريان و بغداديان داشت ، مىتوان در مطالب العاليهء رازى و تفسير « 2 » او يافت . رازى در موضوع داستان مشهور سه برادر از ابو الحسين نام مىبرد . موضوع اين داستان سرنوشت اخروى سه برادر است كه يكى در حالت ايمان مرده و ديگرى كافر و سوّمى در كودكى ، كسى كه در كودكى مرده و مقامى پائينتر از مؤمن كسب كرده به خداوند شكايت مىكند كه چرا خداوند او را در كودكى از دنيا برد و فرصت كسب مقامات عالى را از او گرفت . خداوند پاسخ مىدهد كه چون مىدانست كه بنده مرتكب گناه خواهد شد ؛ جان او را زودتر گرفت . بيدرنگ كافرى كه در جهنم است مىپرسد باوجود آنكه خداوند مىدانست كه او كافر خواهد شد چرا به همانگونه جان او را نگرفت . « 3 » اين داستان را ، به نقل گوين « 4 » ، نخستين بار عبد القاهر
هامش
( 1 ) - همان ، 147 ر ؛ نيز ر . ك : علامه حلى ، كشف المراد 1 - 270 .
( 2 ) - مطالب ، 3 : 7 - 326 ؛ تفسير ، ج 7 ، باب 13 : 6 - 195 .
( 3 ) - در مورد روايتهاى مختلف اين داستان ، ر . ك : ر . و . گوين ، « جبائى ، اشعرى و داستان سه برادر »Gwynne , R . W . " Al - Jubba ? l ? , al - Ash ? a ? r ? l and the Three Brothers : The Uses of Fiction " . Muslim World 75 .( 4 ) - همان ، 133 .