تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
نيست ، كه تسهيل بيشترى فراهم آورد تا كافرى را تشويق به قبول ايمان كند . « 1 » اكثر معتزليان متقدمتر خداوند را به داشتن چنين قدرتى وصف نمىكردند . « 2 » اعتراض بشر به رأى ساير معتزليان در مورد ابو على و بهشميه سرنوشت‌ساز بود . ابو على معتقد بود تكليف الهى فقط براى افعالى كه انجام تكليف شرعى بنده را تسهيل مىكند مصداق دارد و در اين مورد خداوند به بهترين وجه ممكن عمل مىكند . ابو على هرچند با اين نظر بشر ، كه كافرى كه خداوند مىداند ايمان نمىآورد نمىتواند مشمول لطف او شود تا ايمان بياورد ، مخالف بود ، « 3 » اين رأى او را تأييد مىكرد كه بيهوده است گفته شود كه لطف خداوند براى اصلح به حال بنده حدى ندارد . او اين استدلال را اين گونه تعديل كرد كه چون خداوند قادر مطلق است آنچه در حيطهء قدرت اوست بىنهايت است . اگر او مكلف باشد بنابر اصلح به حال بنده عمل كند ، در حالىكه قادر به رساندن منفعتى بىنهايت در اين مورد است ، تكليف او نامحدود مىشود ؛ در صورتى كه خلقت اشياى نامحدود ممكن نيست . به‌علاوه خلقت را نمىتواند آغازى باشد زيرا هميشه مىتوان گفت كه خداوند قادر است مفيدترين اشياء را قبل از هر آغازى بيافريند . « 4 » بنابراين ابو على عقيده داشت كه هرچند خداوند نسبت به مكلف نهايت لطف را مىكند كه تكليف را بر او آسان سازد و قادر است به بنده توفيق بيشترى عنايت فرمايد كه او را در كسب ثواب يارى كند . اما خداوند مكلف به صدور اين لطف نيست . پيروان مكتب متأخر بغداد كه بنيانگذار آن ابو القاسم كعبى ( ف 319 ) بود موضع متفاوتى داشتند . آنان معتقد بودند كه خداوند هم در امور دينى و هم دنيوى هميشه به اصلح به حال بنده عمل مىكند . « 5 » بر خلاف بصريان ، آنان اين نظر را ترجيح مىدادند كه صدور فعل از خداوند نه به اين علت است كه مكلف به انجام آن است بلكه از راه جود است كه
هامش
( 1 ) - اشعرى ( مقالات 246 ) نظر بشر را نقل مىكند : « خداوند قادر بر تسهيلى است كه چون آن را براى بنده‌اى كه خداوند از بىايمانى او آگاه است فراهم كند ، بنده را ترغيب به ايمان مىكند . و خداوند مكلف به انجام آن [ تسهيل ] نيست . . . خداوند مكلف نيست براى مصلحت بنده عمل كند . در واقع اين يك امر بىمعنى است زيرا حد و مرزى براى مصلحتى كه خداوند قادر به انجام آن است وجود ندارد . او مكلف است آنچه را براى دين بندگان نافعتر است انجام دهد . » ( 2 ) - همان ، 247 ، 574 . ( 3 ) - همان ، 8 - 247 ، 575 . ( 4 ) - عبد الجبار ، مغنى ، 14 : 56 . ( 5 ) - مانكديم ، 134 ؛ نيز ر . ك : مكدرموت ، 72 به بعد ؛ برونشويگ ، 11 .