تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
خود عمل مىكند . آدمى نه قدرت درك و نه اجازه سؤال از دواعى الهى را دارد . « 1 »

3 . تكليف خداوند در عمل به اصلح براى بنده

بنابر نظر معتزليان در مورد عدل ، صدور فعل از خداوند تنها به‌سبب خير محض بودن و منفعت رساندن به ديگران است لذا ، پس از آنكه خداوند از نظر لطف تكليفى بر دوش بنده نهاد ، مكلّف است تمهيدات لازم را برايش فراهم كند تا بنده قادر به انجام آن تكليف باشد . از اين‌رو اين سؤال پيش مىآيد كه آيا تكليف خداوند در عمل به اصلح براى بنده منحصر است به كمك كردن بنده در انجام تكليف اخلاقىاش يا اين تكليف امور دنيوى محض را نيز در بر مىگيرد . « 2 » علّامه بر اين عقيده بود كه تكليف الهى از محدودهء مذهب فراتر مىرود و تصريح مىكرد كه هرگاه خداوند بداند كه نتيجهء فعل او خير محض و خالى از ضرر است هميشه به شيوهء اصلح براى بنده عمل مىكند . بحث او برپايهء اين نظر بود كه چون قدرت و داعى با با جمع هم شوند صدور فعل واجب مىشود . بنابراين هرگاه داعيى موجود باشد ، خداوند الزاما به اصلح براى بنده عمل مىكند ، خواه اين صدور فعل براى انجام تكاليف اخلاقى بنده مفيد باشد ، يا براى امور دنيوى او . « 3 » علامه پس از بررسى مواضع مختلفى كه مورد تأييد پيشينيان معتزلى او بود ، اين نظريه را كه مورد قبول خود او نيز بود به ابو الحسن كعبى ( ف 319 ) نسبت مىدهد : اگر خداوند بداند كه مالى را كه به زيد مىبخشد او از آن كسب منفعتى مىكند و موجب مفسده يا مضرّتى براى او نيست و يا جنبه شرى در آن وجود ندارد ، بنابر عقيدهء بغداديان و ابو القاسم ، خداوند مكلف است ( اين مال را به زيد ) عطا كند ، اما بصريان اين را انكار مىكنند . گروه اول معتقدند كه اگر داعى موجود باشد و مانع مفقود ، اين امر
هامش
( 1 ) - تفسير ، ج 12 باب 13 : 196 ؛ نيز ر . ك : ابو العباس احمد بن عبد الحليم تقى الدين بن تيميه « الاحتجاج بالقدر » در مجموعة الرسائل الكبرى تأليف ابن تيميه ( قاهره : دار الكتب المصرية ، 92 - 1348 ) 2 : 1 - 120 . ( 2 ) - مسأله تكليف الهى براى عمل بنده در انتخاب اصلح موضوع تحقيقات متعددى بوده است . ر . ك : برونشويگ ، « اعتزال و اصلح »Brunschvig , R . " Mu'tazilisme et Optimum ( al - aslah ) . " Studia Islamica 39 ( 1974 ) : 5 - 23 .( 3 ) - مناهج ، 98 پ .
انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 124 | زابينه اشميتكه / احمد نمايى