جبائى ميگويد : يعنى در قرآن ذكر كسانى است كه در اخلاص و توحيد با منند و بنا بر اين ذكر امتهاى پيشين در تورات و انجيل است .
امام صادق ( ع ) ميفرمايد : مقصود از
« ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ »
كسانى است كه با پيامبر خدا بودهاند و كسانى كه بعداً خواهند آمد و مقصود از
« ذِكْرُ مَنْ قَبْلِي »
گذشتههاست .
برخى گويند : يعنى در قرآن ، خبر آنهايى كه تا روز قيامت بر دين منند و بر - طاعت خود ثواب و بر عصيان خود كيفر مىبينند و خبر كتابهايى كه قبلا نازل شده ، آمده است . ببينيد آيا در كدام كتاب خداوند امر كرده است كه مردم خداى ديگرى را پرستش كنند ؟ پس پرستش خدايان ديگر باطل است و خداوند به آن امر نكرده است . زجاج گويد : بگو برهانتان را بياوريد كه پيامبرى به امت خود گفته باشد كه خداى ديگرى را پرستش كنند آيا در اين كتاب و كتابهاى پيشين چيزى جز توحيد وجود دارد ؟ شاهد آن اين است كه بعداً مىفرمايد :
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ . »
چون دليلى ندارند ، خداوند آنها را بر جهلشان مذمت كرده ، مىفرمايد :
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ
: بيشترشان حق را نميدانند و از تأمل و تفكر اعتراض دارند . اينكه نادانى را به بيشترشان نسبت ميدهد ، بخاطر اين است كه بعضى از آنها بعداً ايمان آوردند .
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ
:
اى پيامبر ، پيش از تو پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه معبودى كه حقيقت داشته باشد ، وجود ندارد جز من . پس مرا بپرستيد نه غير مرا .
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ
: گفتند : خدا فرشتگان را بفرزندى گرفته است . اما خدا منزه است . زيرا داشتن فرزند يا از راه توليد است يا از راه به فرزند گرفتن و هيچگونه بر خداوند روا نيست . زيرا اولى مستلزم اين است كه خدا جسم باشد و دومى مستلزم اين است كه خدا عقيم باشد و فرزند ديگرى را فرزند خود