تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
آيه ، ناظر به همين وجه باشد . مرحوم سيد ، سپس ميفرمايد : با توجه به آنچه گذشت ، جواب گفتار جبريان روشن مىشود . آنها مىگويند : - اگر خداوند ، تنها ارادهء طاعت مىكند ، نه معصيت ، لازم است كه اگر بدهكارى بگويد : به خدا سوگند ، فردا - انشاء اللَّه - حقت را مىدهم ، و فردا حقش را ندهد ، مخالفت قسم كرده باشد ، زيرا از ناحيهء خداوند - به نظر شما - مانعى بر سر راه اداى حق نبوده است . در حقيقت او خواسته و بدهكار نخواسته است . بنا بر اين بدهكار بايد كفاره بدهد و اين استثنا اثرى ندارد . چنان كه اگر بگويد : به خدا - اگر زيد برخاست - حقت را مىدهم . هر گاه زيد برخيزد و او حق طرف را ندهد ، مخالفت كرده و بايد كفاره بدهد . بديهى است كه اگر كسى در اين مورد ، ملتزم بوجوب كفاره شود ، بر خلاف اجماع مسلمين است . پايان سخن سيد مرتضى رضى اللَّه تعالى عنه .
وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً
: بگو : اميد است خداوند معجزات و دلايلى براى اثبات نبوت ، به من عطا كند كه از داستان اصحاب كهف ، قويتر و رساتر باشند . اين معنى از زجاج است . خداوند متعال به پيامبر خود دلايل و معجزاتى قويتر عطا كرد ، زيرا او را از علوم غيبى دربارهء سرگذشت پيامبران و آثار آنها ، آگاه گردانيد . اينها دلايلى بودند روشنتر و قويتر از داستان اصحاب كهف . جبائى گويد : مقصود اين است كه : از خدا بخواه تا هر گاه چيزى را فراموش كردى ، به ياد تو آورد و بگو : اگر آنچه را فراموش كرده‌ام ، بيادم نياورد ، چيزى را بيادم خواهد آورد ، كه براى من نافعتر خواهد بود .