راهنمايى است ، زيرا اگر كسى اين دستور را اطاعت نكند ، بدون ترديد گناهى نكرده است .
3 - مقصود نهى از اين است كه : انسان بگويد فردا فلان كار را خواهم كرد ، زيرا ممكن است پيش از انجام آن كار از ميان برود يا اينكه حادثهاى از قبيل بيمارى و . . . پيش آيد كه نتواند انجام دهد يا از آن تصميم منصرف شود . در هر صورت ، اگر كار را نتوانست يا نخواست انجام دهد ، دروغ گفته است ، بنا بر اين بهتر است كه استثنا كند و عمل خود را به مشيت خداوند مشروط سازد ، تا از دروغ مصون بماند . « 1 » بنا بر اين ، اگر بگويد : فردا - انشاء اللَّه - به مسجد مىروم ، از دروغ گفتن ايمن است ، زيرا اگر خداوند ، روز ديگر او را موفق ساخت كه به مسجد برود ، دروغ نگفته است و اگر هم او را توفيق نبخشيد و نتوانست به مسجد برود ، باز هم دروغ نگفته است ، زيرا خواست خدا نبوده است .
اين معنى از جبائى است .
قبلا گفتيم كه : از پيامبر ، داستان اصحاب كهف و ذو القرنين را سؤال كردند .
وعده داد كه روز ديگر پاسخ مىدهد ، ولى « انشاء اللَّه » نگفت ، از اينرو وحى خداوند بر پيامبر ، قطع شد ، بطورى كه بمشقت افتاد . خداوند اين آيه را نازل كرد و پيامبر خود را امر فرمود كه هر گاه وعدهاى مىدهد ، استثنا كند و مشيت الهى را از ياد نبرد .
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ
: در اينباره دو وجه است :
1 - اين كلام ، متصل به سابق است . در عين حال ، در بارهء آن اختلاف كردهاند :
ابن عباس گويد : منظور اين است كه اگر استثناء را فراموش كردى ، هر گاه يادت
هامش
( 1 ) مولوى نيز در داستان عشق پادشاه و كنيزك چنين گويد :گر خدا خواهد نگفتند از بطر * پس خدا بنمودشان عجز بشرترك استثنا مرادم قسو نيست * نى همين گفتن كه عارض حالتيستاى بسا ناورده استثنا بگفت * جان او با جان استثناست جفت