تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
انجام دهد . در ادبيات عرب ، چنين تعبيرى زياد آمده است . شاعر گويد :
يريد الرمح صدر ابى براء * و يرغب عن دماء بنى عقيل
يعنى : نيزه ، سينهء ابى براء را اراده مىكند و از خون بنى عقيل اعراض دارد .
فَأَقامَهُ
: خضر ديوار را تعمير كرد و استحكام بخشيد .
قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً
: نظر به اينكه مردم شهر از اطعام ايشان بخل ورزيده بودند و خضر ديوارى را كه مشرف بر انهدام بود تعمير كرد ، موسى در شگفت فرو رفت و گفت : مىخواستى در برابر اين كار از آنها مزد بگيرى تا بتوانيم بوسيلهء آن خود را سير كنيم .
قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ
: خضر گفت : اكنون وقت جدايى ميان من و تو فرا رسيده است . بقولى : يعنى اين سخن تو باعث شد كه ميان من و تو جدايى بيفتد .
سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
: سپس گفت : به زودى پرده از روى راز كارهايى كه انجام دادم و تو نتوانستى شكيبايى داشته باشى و از سؤال و اعتراض خوددارى كنى ، بر مىدارم .
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
: علت سوراخ كردن كشتى اين بود كه اين كشتى متعلق به عده‌اى افراد تهيدست بود كه بوسيلهء آن امرار معاش مىكردند . بر سر راه آنها پادشاهى بود كه كشتىهاى سالم و بىعيب را غصب مىكرد . من كشتى را معيوب كردم تا شاه غاصب و طماع ، از آن چشم بپوشد . اين معنى از قتاده و ابن عباس و كلمهء « وراء » به معناى پيش رو گرفته شده است . از ابن عباس نقل شده است كه اگر شاه غاصب ، پشت‌سر ايشان بود ، كشتى از خطر گذشته بود . معلوم مىشود جلو ايشان بوده و خطر آنها را تهديد مىكرده است . خضر مىگويد : من كشتى را سوراخ كردم تا هنگامى كه شاه ، كشتى را معيوب بنگرد ، از بردن آن چشم بپوشد . لكن صاحبان كشتى با يك قطعه تخته ، كشتى را اصلاح و از آن استفاده مىبرند . برخى گفته‌اند : احتمال مىدهيم كه شاه غاصب ، پشت‌سر آنها بوده و در موقع
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 112 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى