اولى يعنى : « رفيق من نباش » و دومى يعنى : « اگر خواستم رفيق من باشى با من رفاقت نكن » .
لدنى : اهل مدينه و ابو بكر - بنقل از عاصم - بدون تشديد و ديگران با تشديد خواندهاند . لكن قرائت دوم بهتر است ، زيرا براى حفظ سكون نون بهتر است پيش از ياء يك نون اضافه شود .
لتخذت : ابن كثير و اهل بصره به كسر خاء و بدون تشديد و ديگران بفتح خاء و تشديد خواندهاند . عاصم و ابن كثير ذال را ظاهر و ديگران ادغام كردهاند . ابو زيد گويد : « اتخذ » و « تخذ » بيك معنى است .
يبدلهما : اهل مدينه و ابو عمرو به تشديد دال و ديگران به سكون خواندهاند .
يكى از باب افعال و يكى از باب تفعيل و از لحاظ معنى به يكديگر نزديكند .
رحم : ابو جعفر و ابن عامر و عاصم و عباس و يعقوب و سهل بضم حاء و ديگران به سكون خواندهاند . هر دو به معناى رحمت هستند ، شاعر گويد :
يا منزل الرحم على ادريس * و منزل اللعن على ابليس
اى كسى كه بر ادريس رحمت و بر ابليس لعنت مىفرستى .
لغت :
انقضاض : فرود آمدن سريع .
وراء : پشت سر . گاهى هم به معناى جلو استعمال مىشود . شاعر گويد :
أ ترجو بنو مروان سمعى و طاعتى * و قومى تميم و الفلاة ورائيا
يعنى : آيا بنى مروان از من انتظار شنيدن و فرمانبرى دارند ، حال آنكه قوم من تميم و بيابان در پيش روى من است ؟
برخى گفتهاند : به اين معنى در زمان مىآيد نه مكان و برخى گفتهاند : در مورد چيزهايى كه پشت و رو ندارد ، به كار مىرود .
ارهاق : فرا گرفتن و پوشيدن چيزى .