تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

اعراب :

هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ
: تكرار بين براى تأكيد است . يعنى « هذا فراق بيننا » . مساكين : غير منصرف است .
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ
: نصب آن به تقدير فعل محذوف است . يعنى « فعلنا ذلك للرحمة » در اين صورت مفعول لاجله است و ممكن است مفعول مطلق باشد .

مقصود :

قالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنِي
: موسى در جواب خضر گفت : اگر بعد از اين در بارهء چيزى از تو سؤال و اعتراض كنم ، نگذار كه با تو رفاقت كنم .
قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْراً
: در صورتى كه باز هم اعتراض كنم ، تو معذور خواهى بود و همانطورى كه گفتى : من نميتوانم در برابر كارهاى تو صبر داشته باشم . در روايت است كه پيامبر گرامى اسلام ، اين آيه را تلاوت كرد و فرمود : پيامبر خدا ، موسى حيا كرد . اگر صبر كرده بود ، هزار كار عجيب از خضر مشاهده مىكرد .
فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما
: سپس به راه افتادند تا اينكه - بقول ابن عباس - به انطاكيه رسيدند . ابن سيرين و محمد ابن كعب گويند : به ايله رسيدند . برخى گفته‌اند : بيك شهر ساحلى بنام ناصره رسيدند . علت اينكه مسيحيان را « نصارى » گفته‌اند ، بخاطر انتساب به همين شهر است . اين قول از امام صادق ( ع ) روايت شده است . بهر صورت ، از مردم شهر طلب غذا كردند و آنها از اينكه اين دو مسافر خسته را به مهمانى بپذيرند ، خوددارى كردند ، ابى بن كعب از پيامبر گرامى اسلام روايت كرده است كه : مردم قريه ، مردمى پست و تنگ - نظر بودند ، از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه مردم قريه ، از مهمانى كردن موسى و خضر خوددارى كردند و تا روز قيامت هم كسى را مهمانى نخواهند كرد .
فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ
: در آنجا ديوارى را مشاهده كردند كه در شرف خراب شدن بود . بديهى است كه ديوار داراى تصميم و اراده نيست . بنا بر اين تعبير
« يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ »
مجازى و تشبيه به كسى است كه تصميم دارد كارى را به زودى