فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ
: سر آنها را بزنيد . بديهى است كه سر بالاى گردن است . عطا گويد : يعنى بر جمجمهء آنها بكوبيد . اين جمله ممكن است دستور به ملائكه يا مؤمنين باشد . ابن انبارى گويد : فرشتگان نمىدانستند كه كدام سمت بدن مشركين را هدف قرار دهند خداوند به آنها ياد داد .
وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ
: ابن عباس و ابن جريج و سدى گويند : يعنى انتهاى دست و پاى ايشان را بزنيد . ابن انبارى گويد : يعنى انگشتان آنها را بزنيد .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
: اين عذاب را اينان سزاوارند ، زيرا با خدا و رسولش بجنگ برخاستهاند . سپس به تهديد مخالفان پرداخته مىفرمايد :
وَ مَنْ يُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
: آنان كه بجنگ خدا و رسولش برخيزند ، در دنيا هلاك و در آخرت دچار عذاب هميشگى مىشوند .
ذلِكُمْ فَذُوقُوهُ
: عذاب قتل و اسيرى را در اين جهان براى شما مهيا كردهام كه آن را بچشيد .
وَ أَنَّ لِلْكافِرِينَ عَذابَ النَّارِ
: در آخرت نيز مردم كافر گرفتار عذاب خواهند شد .
حسن گويد : يعنى اين است حكم خدا . در اين جهان طعم حكم خدا را بچشيد و بدانيد كه در عالم ديگر ، شما و همهء كافران گرفتار عذاب خواهيد بود . مقصود اين است كه فعلا مثل كسى كه غذايى را مىچشد و بعداً مىخورد ، شما هم طعم عذاب خدا را بچشيد تا بعداً گرفتار عذاب شويد .
دنبالهء داستان
بامداد روز بدر ، پيامبر اسلام لشكر خود را بسيج كرد . در اين لشكر دو اسب ، يكى از زبير بن عوام و ديگرى از مقداد ، و هفتاد شتر بود . پيامبر و على و مرثد بن ابو مرثد از يك شتر كه به مرثد تعلق داشت ، استفاده مىكردند ، در لشكر قريش چهار صد و بقولى دويست اسب بود . همين كه چشم سپاهيان قريش به سپاه قليل پيامبر افتاد ، ابو جهل گفت : اينها مثل يك لقمه هستند . تنها غلامان ما مىتوانند آنها را اسير كنند و نزد ما آورند .