به امر خداست ، با تو جدال مىكنند .
كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ
: اينها كه با تو جدال مىكنند و مىخواهند شانه را از زير جنگ خالى كنند ، گويا بسوى مرگ رانده مىشوند و آن را در برابر خود آشكارا مىنگرند .
وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ
: خدا را ياد و شكر كنيد كه به شما وعده مىدهد كه كاروان يا سپاه دشمن ، از آن شما خواهد بود .
وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ
: شما دوست مىداريد كه كاروان كه متعلق به ابو سفيان است و تصاحب آن براى شما مشقتى ندارد ، از شما باشد ، نه سپاه .
حسن گويد : پيامبر ، سپاه را مىخواست و مسلمين كاروان را . كلمهء « شوكة » كنايهء از جنگ است ، زيرا در جنگ سختى و مشقت است . اين قول از قطرب است . برخى گويند :
« ذاتِ الشَّوْكَةِ »
يعنى صاحب سلاح .
وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ
: خداوند بمصالح ، داناتر است . او مىخواهد به لطف خود حق را ظاهر كند و اسلام را عزت بخشد و قريش را بدست شما هلاك كند . اينها را در ضمن كلمات و وعدههاى خود بيان كرده است چنان كه مىفرمايد :
« لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ »
( صافات ، 171 تا 173 : بندگان مرسل خود را وعده كردهايم كه آنها از نصرت ما برخوردارند دارند و لشكر ما غالب است ) .
لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ
: اينها را خداوند به اين منظور انجام مىدهد كه اسلام را ظاهر كند و اهل كفر را هلاك سازد .
گر چه اينها براى مردم كافر خوشايند نيست . بلخى از حسن نقل كرده است كه : آيهء
« وَ إِذْ يَعِدُكُمُ . . . »
بعد از
« كَما أَخْرَجَكَ . . . »
نازل شده است .
داستان جنگ بدر
ابو سفيان با كاروانى از قريش كه مشك حمل كرده بود و چهل سوار ، آن را همراهى مىكرد ، از شام ، رهسپار مكه شد . پيامبر به اصحاب دستور داد كه بر سر راه