يعنى : بگو انفال از خداست و با اينكه كراهت داريد ، به شما نمىدهد ، زيرا اصلاح شما را بهتر مىداند ، هم چنان كه با همهء كراهتى كه گروهى از مؤمنين داشتند ، ترا از مدينه بوسيلهء وحى خارج كرد و رهسپار بدر گردانيد ، زيرا رفتن به بدر براى شما مصلحت بيشترى داشت تا ماندن در شهر ، و اگر متصل به بعد باشد ، يعنى : در بارهء حق از روى كراهتى كه نسبت به آن دارند ، با تو جدال مىكنند ، همانطورى كه در بارهء خارج شدن تو از مدينه بسوى بدر نيز با تو جدال كردند ، زيرا مىگفتند : چگونه خارج شويم ، با اينكه عدهء ما كم و عدهء دشمن زياد است ؟ برخى مىگفتند : چگونه خارج شويم . در حالى كه نميدانيم بسوى قافله مىرويم يا بسوى جنگ ! در حديث ابو حمزهء ثمالى است كه : خداوند ياور تست ، چنان كه ترا از خانهات خارج گردانيد .
كلمهء « بالحق » ممكن است به معناى وحى باشد يا به اين معنى كه : ترا از مدينه خارج كرد و حق با تو بود . برخى گفتهاند : يعنى ترا بواسطهء اينكه جهاد بر تو واجب بود ، از مدينه خارج كرد .
وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ
: گروهى از مؤمنين بواسطهء مشقتى كه خارج شدن از مدينه ، بسوى بدر ، براى آنها در برداشت ، از اين كار كراهت داشتند .
يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ
: با اينكه مىدانستند تو صحيح مىگويى و از راه معجزات فهميده بودند كه تو راستگو هستى ، در بارهء آنچه مىگويى ، با تو جدال مىكردند . مجادلهء آنها اين بود كه مىگفتند : چرا ما را امر بخروج كردى و گفتى كه بر كاروان يا سپاه دشمن ، غلبه پيدا مىكنيد ؟ با اينكه مىدانستند كه او جز به حق و صواب امر نمىكند . علت اين مجادله اين بود كه : اين كار براى آنها سخت بود و مىخواستند اجازه بگيرند كه برگردند يا حركت آنها به وقت ديگرى موكول شود .
ابن عباس گويد : يعنى در بارهء جنگ بدر با تو جدال مىكنند ، با اينكه مىدانند اين كار پسنديده است . برخى گويند : يعنى بعد از آنكه فهميدهاند كه تمام كارهاى تو