تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
پرسش با اينكه در ابتداى آيه ، حرمت ميته را بيان فرموده بود ، چرا منخنقه ، موقوذه و مترديه و . . . را كه چيزى غير از ميته نيستند ، تكرار كرد ؟ ! پاسخ مردم گمان مىكردند ، مرده ، حيوانى است كه به خودى خود و با مرگ طبيعى بميرد . از اينرو خداوند به آنها فهمانيد كه همهء اينها ميته هستند و از لحاظ حكم حرمت ، تفاوتى ندارند . سدى گويد : قومى از عرب ، گوشت همهء اينها را مىخوردند و هيچ يك را ميته نمىشمردند . تنها آن حيوانى را ميته مىدانستند كه بدردى مرده باشد
وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ
: مجاهد و قتاده و ابن جريج گويند : يعنى حرام است گوشت حيوانى كه براى بتها قربانى شده و نام بتها بر آن برده شده باشد . برخى گفته‌اند : مقصود اين است كه حيوانى به منظور تقرب به بت ، ذبح شده باشد . پس « على » به معناى « لام » است . چنان كه مىفرمايد :
« فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ »
( واقعه 91 : سلام اصحاب يمين بر تو باد - در اينجا « لك » يعنى « عليك » ) عادت آنها اين بود كه بتها را به خون حيوان رنگين و آلوده مىكردند . ابن جريج گويد : « نُصب » بتها نبودند . بتها همان صورتها و نقشها بودند كه بر ديوارها ترسيم شده بودند و نصب ، سنگهايى بود كه اطراف كعبه نصب شده و تعداد آنها 360 تا بود كه 300 عدد آن متعلق به خزاعه بود . آنها هر گاه حيوانى را سر مىبريدند خون آن را به آنچه كه اطراف كعبه بود مىپاشيدند و گوشت آن را و رق و رق كرده ، بر سنگها مىزدند . مسلمانان عرض كردند : يا رسول اللَّه : مردم جاهليت ، كعبه را بوسيلهء خون ، تعظيم مىكردند ، ما به اين كار سزاوارتريم . از اينرو خداوند ، اين آيه را نازل فرمود :
« لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها . . . »
( حج 37 : گوشت و خون حيوانات به خدا نمىرسد . . . )
وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ
: بر شما حرام است كه قسمت خود را بوسيلهء تيرها بدست آوريد . « جاهليت ، تيرهايى بود كه روى بعضى از آنها نوشته بودند : « خدا مرا