تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
شغارة تقذ الفصيل برجلها * فطارة لقوادم الأبكار
يعنى : شترى كه فرزند را به پاى خود مىزند و سينهء شتران جوان را مىشكافد . مترديه : حيوانى كه بر اثر سقوط مرده باشد . نطيحه : اين كلمه به معناى « منطوحه » اسم ( مفعول ) است . لكن قاعده اين است كه هر گاه اسم مفعول را بدين وزن نقل كنند تاء تانيث ، به آخر آن نياورند . از اينرو كوفيان گفته‌اند : هر گاه موصوف ذكر نشود . آوردن تاء تانيث لازم است تا معلوم شود كه موصوف آن مؤنث است . به همين جهت در آيهء شريفه با تاء تانيث به كار رفته است و معناى آن ، حيوانى است كه بضرب شاخ ، مرده باشد . تذكيه : بريدن حلقوم و رگها . اصل اين كلمه « ذكاء » به معناى كمال است . از اينرو كلمهء « ذكاء » به معناى كمال فهم و حد عالى زيركى به كار مىرود . نصب : جمع نصاب و ممكن است كه مفرد « انصاب » باشد و بهر صورت ، به معناى بت يا بتهايى است كه مىپرستيده‌اند . ازلام : جمع « زَلم و زُلم » ، تيرها . استقسام : طلب قسمت . « قسم » مصدر است و « قسم » به معناى بهره است . مخمصة : تهى بودن شكم آن هم به صورتى شديد . اعشى گويد :
تبيتون فى المشتى ملاء بطونكم * و جاراتكم غرثى يبتن خمائصا
يعنى شما در شبهاى زمستان با شكم‌هاى سير مىخوابيد و همسايگان شما ، از گرسنگى شكمهايشان لاغر شده است . متجانف : كسى كه به سوى گناه ، انحراف پيدا كند .

مقصود

در آيهء اول ، فرمود : گوشت چارپايان بر شما حلال شده ، مگر آنچه كه براى شما قرائت خواهد شد : اكنون همان مطلب را دنبال مىكند و مواردى كه نمىتوان از گوشت چارپايان استفاده كرد ، به تفصيل شرح مىدهد :
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ
: ميته ، مردهء هر حيوانى است كه خداوند گوشت آنها را