حلال كرده است ، اعم از پرنده و غير پرنده و اعم از وحشى و غير وحشى . طبق اين آيه ، خوردن گوشت ميته و منافع ديگر آن حرام است . در روايتى از پيامبر گرامى اسلام ، ماهى و ملخ هم ميته شمرده شده است - فرمود : « دو ميته ، مباحند : ملخ و ماهى » « 1 »
وَ الدَّمُ
: عرب را عادت بر اين بود كه خون را در رودهء بزرگ حيوان ريخته ، مىپختند و مىخوردند . خداوند متعال اعلام كرد كه خونى كه ريخته شده ، حرام است ، لكن خونى كه به گوشت آلوده است و خونى كه - مثل جگر سياه - به شكل گوشت در - آمده ، حلال است . بنا بروايتى از على ع و ابن مسعود و اصحابشان خوردن سپرز مكروه است . لكن اماميه بر حرمت آن اتفاق دارند . فقهاى ديگر مىگويند :
مباح است .
وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ
: گوشت خوك را جدا ذكر مىكند تا معلوم شود كه ذاتاً حرام است خواه ميته باشد ، خواه نباشد . اين خصوصيت ، در حيوانات مثل سگ ، گربه ميمون و . . . نيز هست . لكن بيشتر ، توجه مردم به خوردن گوشت خوك است ، نه حيوانات ديگر ، از اينرو تنها بذكر گوشت خوك ، پرداخته است .
وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ
: كلمهء « ما » در محل رفع و عطف بر موارد پيش است . در سورهء بقره ( آيه 173 ) در بارهء تفسير اين جمله بحث شده است . از اين جمله استفاده مىشود كه حيوانى كه مخالفان اسلام ، ذبح كردهاند ، حرام است و خوردن گوشت آن جايز نيست ، زيرا آنان نام خدايى بر آن مىبرند كه شريعت موسى را ابدى شناخته ، يا با عيسى اتحاد يافته يا او را فرزند ، گرفته است . چنين خدايى ، نه خداى حقيقى است .
مسلمانانى كه قائل به تجسم خداوند ، يا تشبيه يا جبر هستند ، اگر گوسفندى را ذبح كنند ، بعقيدهء ما گوشت آن گوسفند حرام است . فقهاى ديگر ، در اينباره ، اختلاف كردهاند .
وَ الْمُنْخَنِقَةُ
: سدى گويد : مقصود حيوانى است كه سر آن را ميان دو قسمت درخت
هامش
( 1 ) - ملخ و ماهى احتياج به تذكيه ندارند . ملخ را بايد از زمين و ماهى را از آب ، شكار كرد .
هميكنه شكار شوند ، خوردن گوشت آنها - كه ميته شدهاند مباح است