داخل كنند تا خفه شود . ضحاك و قتاده گويند : مقصود حيوانى است كه با ريسمان - صياد ، خفه شود . ابن عباس گويد : مردم جاهليت ، حيوان را خفه مىكردند و گوشت آن را مىخوردند . بهر صورت . اين هم حرام است .
وَ الْمَوْقُوذَةُ
: ابن عباس و قتاده و سدى گويند : مقصود حيوانى است كه بضرب چوب يا ابزارى ديگر بميرد و حرام است .
وَ الْمُتَرَدِّيَةُ
: ابن عباس و قتاده و سدى گويند : حيوانى است كه از كوه يا جاى بلندى سقوط كند يا در چاه بيفتد و بميرد . در اين صورت ، گوشتش حرام است ، لكن اگر در چاه بيفتند و نشود آن را سر بريد ، هر گاه پيش از مردن كاردى به بدن او بزنند و از زخم آن بميرد ، گوشتش حلال است .
وَ النَّطِيحَةُ
: و حرام است حيوانى كه بضرب شاخ حيوانى ديگر بميرد .
وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ
: ابن عباس و قتاده و ضحاك گويند : يعنى حيوانى كه به وسيلهء درندهاى شكار شده و مرده ، حرام است .
إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ
: حيواناتى كه سقوط كنند يا چوب بخورند يا عوارض مرگ آور ديگرى بر آنها عارض شود ، هر گاه پيش از جان دادن ، به آنها برسند و تذكيه كنند ، حلال خواهند بود . « ما » مستثنى و منصوب است .
از امام باقر و امام صادق عليهما السلام ، نقل است كه كمترين حد حصول تذكيه ، اين است كه حيوان ، در موقع سر بريدن ، گوش يا دم يا چشم خود را حركت دهد .
حسن ، قتاده ، ابراهيم ، طاووس ، ضحاك و ابن زيد نيز چنين گويند . در اينكه اين استثناء بكجا مربوط است ، اختلاف كردهاند . از حضرت على عليه السلام و ابن عباس است كه استثناء از تحريم است نه از محرمات . زيرا ميته و خنزير قابل تذكيه نيستند .
بدين ترتيب ، معناى آيه اين است : اينهايى كه ذكر شد ، بر شما حرام است ، لكن آنچه كه از حيوانات حلال گوشت ، سر ببريد بر شما حلال است . مالك و جماعتى از اهل مدينه نيز چنين گفتهاند و جبايى نيز همين قول را اختيار كرده است .