النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ »
( توبه 37 : همانا نسيئ افزونى كفر است ) « 1 »
وَ لَا الْهَدْيَ
: هدى ، شتر يا گاو يا گوسفندى است كه براى تقرب به خدا و طلب ثواب ، بسوى خانه خدا سوق داده مىشود . يعنى : اينها را حلال مشماريد و غصب مكنيد و مانع آوردن اينها به حرم نشويد ، بلكه بگذاريد آنها را به جاهايى كه خداوند ، مقرر داشته است ، برسانند .
وَ لَا الْقَلائِدَ
: قربانيانى را كه قلاده به گردن دارند ، حلال مشماريد . در اين باره نيز اقوالى است :
1 - ابن عباس و جبايى گويند : منظور ، حيواناتى است كه قلاده به گردن داشتند و براى قربانى آورده شده بودند . علت اينكه موضوع قربانيان مجدداً تكرار مىشود ، اين است كه : مىخواهد دستور دهد كه قربانيان را - خواه قلاده به گردن باشند يا نباشند نبايد حلال شمرد .
2 - قتاده گويد : منظور قلادههايى است كه مشركين ، هنگامى كه به قصد حج ، به مكه مىآمدند ، از پوست درخت « سمره » به گردن مىآويختند . وى گويد : در دوران جاهليت ، هر گاه كسى به قصد حج ، از خانهاش حركت مىكرد ، از پوست درخت مذكور قلادهاى درست مىكرد و به گردن مىآويخت و بدين ترتيب كسى مزاحمش نمىشد . در موقع بازگشت ، قلاده مويين به گردن مىآويخت و از خطر مزاحمت ديگران ، آسوده بود .
عطا گويد : وقتى كه از حرم خارج مىشدند ، از پوست درختان حرم ، قلادهاى درست مىكردند و براى ايمنى از خطر دشمن ، به گردن مىآويختند .
فراء گويد : اهل حرم با پوست درخت قلاده درست مىكردند و اهل غير حرم با پشم و موى و . . .
3 - عطا - بروايتى ديگر - و انس بن ربيع گويند : خداوند مؤمنان را نهى كرد
هامش
( 1 ) - در باره نسيئ در جاى خودش بحث خواهد شد . اجمالا بايد توجه داشت كه عرب ، گاهى ماه حرام را به تأخير مىانداخت و اين عمل را « نسيئ » مىناميد .