يعنى شما را وادار نكند . شاعر گويد :
و لقد طعنت ابا عيينة طعنة * جرمت فزارة بعدها ان يغضبوا
يعنى : ابو عيينه را ضربتى زدم كه طايفه فزاره را به خشم وا داشت . ( يا اينكه خشم را كسب و پيشه آنان ساخت ) در هر صورت ، اين فعل دو مفعول مىگيرد .
شنئان : بغض و كينه . سيبويه گويد : افعالى كه مصدرهايشان بر اين وزن است به ندرت متعدى مىشوند . نيز وى گويد كه « ليان » هم مصدر است ، بنا بر اين اگر « شنئان » به سكون نون هم قرائت شود ، صحيح و مصدر خواهد بود . بايد دانست كه « شنئان » به سكون نون هم مىتواند مصدر و هم مىتواند صفت باشد . بهر صورت ، هم مصدر بودن و هم صفت بودن اين كلمه ، نادر است .
شان نزول
امام باقر عليه السلام فرمود : اين آيه ، در باره مردى از بنى ربيعه ، نازل شده است ، بنام « حطم » سدى گويد : حطم بن هند بكرى براى ديدار پيامبر گرامى اسلام ، به مدينه آمد . وى اسبش را در خارج مدينه رها كرد و خود خدمت پيامبر رسيد . پيامبر قبل از ورودش فرموده بود : امروز مردى از بنى ربيعه ، بسوى شما آيد كه از زبان شيطان سخن گويد هنگامى كه وارد شد ، گفت : تو مردم را بچه دعوت مىكنى ؟ پيامبر او را پاسخ داد .
گفت : مرا مهلت ده ، شايد اسلام آورم . من بايد در اين خصوص ، با اشخاصى مشورت كنم ، سپس خارج شد . پيامبر فرمود : « او با كفر نزد ما آمد و با غدر و نيرنگ ، از پيش ما رفت ! » . او پس از خروج از مدينه ، به تعدادى گوسفند ، بر خورد كه آنها را در حالى كه رجز مىخواند به سرقت برد . مىگفت :
قد لفّها الليل بسواق حطم * ليس براعى ابل و لا غنم
و لا بجزّار على ظهر و ضم * باتوا نياماً و ابن هند لم ينم
بات يقاسيها غلام كالزلم * خدلّج الساقين ممسوح القدم
يعنى : مردى خشن - كه چوپان شتر و گوسفند نبود و قصابى نمىكرد - گوسفندان