از اينكه مثل مردم مشرك - در دوران جاهليت - از پوست درختان حرم ، براى خود قلاده بسازند .
4 - منظور قلادههايى است كه به گردن حيوانات قربانى مىانداختند . آنها را از گشودن قلادهها نهى مىكند ، زيرا واجب بود كه قلادهها را نيز صدقه دهند . اين قول از ابو على جبايى است . وى اضافه مىكند كه : قلاده ، ريسمان پشمى بود كه به گردن قربانيها مىافكندند . حسن گويد : نعلى بود كه به گردن شتر و گاو مىافكندند و لازم بود كه اگر قيمتى دارد ، صدقه دهند .
به نظر ما بهتر اين است كه منظور نهى از حلال شمردن « قلاده » باشد ، اعم از اين كه به گردن انسانى باشد يا حيوانى . يا اينكه نهى از حلال شمردن آنكه قلاده به گردن است باشد ، خواه قلاده به گردن حيوان باشد ، يا انسان .
وَ لَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ
: و با كسانى كه قصد خانه خدا را دارند ، جنگ نكنيد ، زيرا كسى كه جنگ در ماههاى حرام را مرتكب شود ، حرام خدا را حلال شمرده است ، از اين رو دستور مىدهد كه جنگ با پويندگان راه خانه خدا را حلال مشماريد .
خانه حرام
خانه حرام ، همان خانه خدا ، كعبه در مكه معظمه است . علت اينكه گفتهاند :
حرام ، اين است كه حرمت دارد و بقولى علت اين است كه : آنچه در جاهاى ديگر حلال است ، در آنجا حرام است .
حال ببينيم منظور از كسانى كه : قصد خانه خدا كردهاند ، چه اشخاصى است ؟
بقولى : منظور كفار است بدليل جمله :
« وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ . . . »
و بقولى منظور مسلمانان است ، بنا بر اين خداوند متعال دستور مىدهد كه مبادا به ياد كينههاى جاهليت افتاده ، مسلمانى را به بهانه قتلى كه در جاهليت ، مرتكب شده است ، بكشند ، زيرا اسلام ، و رقابتهاى گذشته را بطور كلى خاتمه بخشيده است .
يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً
: آنان در پى آنند كه از تجارتهاى خود سودى برند و از راه انجام مناسك حج ، بزعم خود ، خشنودى خداوند را تحصيل كنند . لكن