تكليف چگونه دانسته مىشود
اختلاف ميان مفيد و عبد الجبّار در خصوص نخستين وظيفهء آدمى ، به نگرشهاى ايشان دربارهء قدرت عقل بدون دستيار و ياور مربوط مىشود . نظر معتزليان آن بود كه آگاهى انسان از نخستين وظيفهاش مستقلّ از وحى براى او حاصل مىشود .
عبد الجبّار تكليف را « خواستن فعلى دانسته است كه مايهء ناراحتى شخص مكلّف مىشود » « 1 » . در صورتى كه ابو هاشم جبّائى آن را عبارت از « فرمان دادن به چيزى كه مايهء ناراحتى مكلّف است » دانسته ، عبد الجبّار توضيح داده است كه چون به دقّت سخن گفته شود .
جوهر وظيفهء اخلاقى يا تكليف عبارت از خواست شخصى است كه تعيين تكليف مىكند .
و معلوم كردن اين كه چه كس به انجام آن مكلّف است ، و شايسته كردن او براى انجام شرايطى است كه براى عملى شدن خواست تعيين كنندهء تكليف ضرورت دارد . به گفتهء وى ، ابو هاشم به صورت گسترده سخن گفته بوده است « 2 » .
ولى سؤال اين است : خدا در ابتدا چگونه خواست خود را براى فرد معلوم مىكند ؟
اين آگاهى ممكن نيست از طريق شريعت وحى شده به دست آيد ، چه فرد هنوز معرفت و دانش لازم براى پذيرفتن شريعت را ندارد . مثلا ، تا آن زمان كه شخص نداند كه خدا عادل است و دروغ نمىگويد ، براى او استدلال كردن از روى قرآن بيهوده است .
هامش
نسخههاى خطى يمنى ، شمارهء 53 ) ، برگ 6 پشت : كسانى كه مىگويند آن [ يعنى معرفت ] اكتسابى است ، دو گروهند : بعضى آن را نخستين وظيفه مىداند . و اين نظر جمهور آل البيت - عليهم السلام - است ، و آموزهء بغداديان همچون أبو القاسم بلخى و ديگران و ما نيز همين اعتقاد را داريم . گروهى ديگر مىگويند كه استدلال عقلى نخستين وظيفه است . اين نظر نادرست است » .
( 1 ) - المغنى ، يازدهم ، 293 .
( 2 ) - همان منبع ، ص 299 .