فصل دوم تكليف اخلاقى و نقش عقل
معتزليان در معرّفى كردن اسلام به كافران ، ميان علم و شناختى كه ضرورى و انكارناپذير است ، با معرفتى كه از طريق استدلال حاصل مىشود و عقل براى پرداختن به آن يا غافل ماندن از آن آزاد است ، تفاوت قائل بودند . آنان بر اين اعتقاد بودند كه خداشناسى معرفتى از گونهء دوم است « 1 » ، و به همين جهت با مسئلهء تكليف ابتدايى آدمى براى كسب اين معرفت روبرو بودند . اين مسأله تعيين تكليف از جانب خدا براى آدمى است ، و خاستگاه آن نه از پژوهش فلسفى بلكه از مسئلهء اخلاقى و حتّى فقهى وضع فرد غير مؤمن است « 2 » .
مفيد كار خود را از ملاحظهء وضع شخص بىايمان آغاز نمىكند . وى بيشتر به مسئلهء ضرورت وجود يك امام در هر زمان توجّه دارد ، و به همين جهت هنگامى كه از آغاز تعهد اخلاقى و تكليف سخن مىگويد ، به عدم كفايت عقل بىدستيار و به ضرورت وحى اشاره مىكند .
هامش
( 1 ) - دربارهء بعضى از ملاحظات مفيد كه بنابر آنها چنان مىنمايد كه بصريان را متهم به مخالفت با اين نظر مىكند ، به ذيل پايان همين فصل مراجعه كنيد .
( 2 ) - به اين مطلب ى . فان اس ، در شناختشناسى عضد الدين ايجى ( « فرهنگستان علم و ادب » ، جلد بيست و دوم ؛ و يسبادن : شتاينر ، 1966 ) ، ص 16 ، اشاره كرده است .J . Van Ess , Die Erkennlnislehre des , Adudaddin al - Ici ( " Akademic der Wissenschaften und der Literatur , " Vol . XXII ; Wiesbaden : Steiner , 1966 ) .