و اين اشاره است به اختلافى اساسى ميان مفيد و عبد الجبّار دربارهء به كار بردن عقل . در نظام عبد الجبّار ، عقل براى استقرار بخشيدن به حقايق اساسى دين ضرورت دارد ؛ در نظام مفيد عقل براى آن است تا از اين آموزههاى اساسى كه از طريق وحى الهى استقرار يافته است ، دفاع كند . اين استفادهء دفاعى از عقل در سراسر كلام مفيد ، حتّى در آنجا كه وى در خصوص دقيقترين نكات سخن مىگويد ، آشكار است . مثلا ، نظريّهء طبيعى عناصر چهارگانه در قرآن يا حديث نيامده است . و مفيد گفته است كه علاوه بر آنكه برهان قابل اعتمادى بر ضدّ اين تقسيم چهارگانهء عناصر نيامده ، آن را مخالف با هيچ يك از توحيد ، عدل و وعد و وعيد و نبوّت و شرايع نمىبينم « 1 » ؛ و به همين جهت مفيد اين نظريّه را پذيرفته و در دنبالهء سخن خود گفته است كه اين نظريّه خود دليلى بر وجود خدا و پروردگارى و حكمت و يگانگى او است . چنان مىنمايد كه هماهنگى اين نظريّه با آموزهء وحى شده بيش از براهين مثبت سبب آن بوده است كه مفيد اين نظريّه را بپذيرد .
ادّعاى مفيد بر اينكه معتزليان بغداد طرفدار بخشى از نظر او دربارهء ضرورت وحى هستند ، مايهء حيرت است . بلخى اين را قبول دارد كه تقليد ، در آن صورت كه درست باشد ، مىتواند منبع علم و معرفت صحيح شود « 2 » ، و در اين مورد هم با عبد الجبّار مخالف است و هم با مفيد . ولى وى ، همچون بصريان ، بر اين عقيده است كه آدمى نخست از طريق
هامش
( 1 ) - همان منبع ، ص 84 . رجوع كنيد به پس از اين ، اواسط فصل هشتم ، با اصلاحى كه در آنجا نسبت به متن صورت گرفته است .
( 2 ) - م . هورتن ، مسئلهء فلسفى پژوهش كلامى در اسلام ( بون : هانشتاين ، 1910 ) ، ص 255 ، در ضمن شرح ابن المرتضى ، « البحر الزخار » ( نسخهء برلن : گلازر 230 ، آلوارت 4894 ) ، برگ 35 پشت . اين كتاب بيشتر عبارت از فقراتى است كه از « البحر الزخار » ترجمه شده .M . Horten , Die philosopchen probleme der spekulatiuen Theolohie im Islam ( Bonn : Hanstein ) .