تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
نيز صفات سلبى خدا مورد توجّه قرار گرفته است . وى جسم و عرض و قابل رؤيت نيست ، و شريك ندارد . به عبارت ديگر ، خدا يگانه و مطلق است « 1 » . قرار دادن تكليف اخلاقى بر دوش آدمى مستلزم سه فرض اصلى است : وضع اخلاقى افعال ، عدالت از جانب خدا ، و آزاد بودن آدمى . اين سه ، با تقسيمات متعدّد آنها ، مقولهء عدالت را تشكيل مىدهد . تحميل تكليف و امر بر آدمى بايد به حقّ و عدل باشد . بنابراين بايد ثابت شود كه خدا صفت عدالت و حقّانيّت دارد ، يعنى كار نادرست و باطل نمىكند . دليل بر آنكه خدا بىعدالتى نمىكند ، مبتنى بر بىنيازى است كه در بخش مربوط به يگانگى او از آن بحث شده است . در آن بخش آمده است كه خدا از آن جهت بىعدالتى نمىكند كه به هيچ چيز نياز ندارد تا بخواهد به آن برسد « 2 » . چرا خدا آفريدگان را مىآفريند ؟ براى خير آفريدگان آنان را مىآفريند « 3 » . و اين امر مستلزم پاسخ گفتن به مسئلهء تحمّل رنج با ذكر آموزه‌اى در سودمندى و پاداش آن است « 4 » . و از جانب انسان مسأله عبارت از بحث در ضامن اجرائى اوامرى است كه بر او بار شده است : پاداش و كيفر ، يا « وعد و وعيد » « 5 » . مسئلهء اينكه پاداش تنها مخصوص مؤمن است ، و مرتكب گناه كبيرهء توبه ناكرده و كافر از آن محرومند ، به مسئلهء « اسماء و احكام » منجر مىشود . مسأله‌اى كه در اينجا مطرح مىشود چنين است : چه چيز اساس ايمان است ، يا مخصوصا ، آيا يك گناه كبيره شخص را از گروه مؤمنان خارج مىكند « 6 » .
هامش
( 1 ) - شرح ، ص 91 - 213 . ( 2 ) - همان منبع ، ص 316 ؛ المغنى ، ششم ، بخش 1 ، 177 و بعد . ( 3 ) - همان منبع ، يازدهم ، 116 . ( 4 ) - همان منبع ، سيزدهم ، 377 ، 568 - 448 ؛ شرح ، ص 503 و بعد . ( 5 ) - همان منبع ، ص 93 - 611 . ( 6 ) - همان منبع ، ص 718 - 697 .