تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
امر ضرورى ديگرى براى وضع تكليف اخلاقى از جانب خدا بر آدمى ، اين است كه انسان در فرمانبردارى از خدا يا نافرمانى كردن نسبت به او آزاد بوده باشد . و اين بدان معنى است كه آدمى خود پديدارندهء افعال خويش است . بايد پيش از آنكه مرتكب فعل شود ، شايستگى و استطاعت انجام دادن آن را داشته باشد « 1 » . نافرمانى تنها از خود انسان است . خدا نمىتواند چنان بخواهد كه كسى نافرمانى كند ، چه اين بر خلاف عدل الهى است . آيا اين درست و عادلانه است كه خدا به آدمى فرمانى دهد كه خود مىداند كه او اطاعت نخواهد كرد ؟ به اين پرسش عبد الجبّار چنين جواب داده است كه هدف خدا از آفريدن آدمى آن نبوده است كه بىمناسبت به او پاداش دهد ، بلكه آن بوده است كه فرصت انتخاب كردن چيزى را براى او فراهم آورد كه وسيلهء رسيدن به پاداش است . اينكه خدا علم قبلى از آن داشته باشد كه كسى چه انتخابى مىكند ، سبب تعيين قبلى آن انتخاب نيست « 2 » . فرمان خدا از طريق شايستگى ، و نه به ضرورت ، همراه با مدد و لطف او است ، و اين لطف به معناى عاملى است كه به يارى ضعف آدمى برمىخيزد و موانع را از سر راه گزيدن فرمانبردارى از پيش پاى او برمىدارد « 3 » . چون وحى الهى خود گونه‌اى از لطف است ، به دنبال آن بحث از قرآن پيش مىآيد « 4 » . سپس بخشى دربارهء نبوّت « 5 » است و معجزهء پيامبر و عصمت يعنى محفوظ بودن او از گناه و خطا « 6 » . و عبد الجبّار معيّن مىكند كه قرآن از چه لحاظ معجزه است « 7 » .
هامش
( 1 ) - همان منبع ، ص 417 - 390 ؛ المغنى ، يازدهم ، 406 - 367 . ( 2 ) - شرح ، ص 18 - 511 ؛ المغنى ، يازدهم ، 17 - 406 . ( 3 ) - شرح ، ص 25 - 518 ؛ بحث كاملى دربارهء « لطف » در المغنى ، سيزدهم ، 226 - 3 ، آمده است . ( 4 ) - شرح ، ص 48 - 527 ؛ المغنى ، هفتم . ( 5 ) - همان منبع ، پانزدهم ، 146 - 7 . ( 6 ) - همان منبع ، 316 - 147 ؛ شرح ، ص 568 ، 573 ، 585 . ( 7 ) - همان منبع ، ص 95 - 586 ؛ المغنى ، شانزدهم ، 406 - 145 .