به آنچه واجب است واجب است ، و به آنچه مستحبّ است مستحب .
نهى كردن از منكر همه الزامى و واجب ولى مشروط است . چه بد بدان صورت كه خوب تقسيم شده تقسيم نشده است . و نيز دليلى عقلى براى الزامى و واجب بودن نهى از منكر ، جز در مورد جلوگيرى از زيان و مضرّت ، وجود ندارد . منشأ واجب بودن آن انحصارا وحى است .
شرايط لازم براى نهى از منكر اينها است : دانستن اينكه هر چه نهى مىشود بد است ، و اينكه امكان نهى كردن از آن به صورتى مؤثّر وجود دارد ، و اينكه بيم از دست دادن جان يا چيزى از گونهء آن نباشد ، و اينكه نهى كردن از بد به نتيجهء بد نينجامد » « 1 » .
مذهب ابو هاشم و عبد الجبّار نيز اصولا همين است . ابو على تنها از اين جهت اختلاف داشت كه به اعتقاد وى تكليف نهى كردن از منكر به عقل قابل شناختن است « 2 » . شيخ مفيد بر آن بود كه تكليف امر به معروف و نهى از منكر بر عهدهء اجتماع و مجموع امّت است نه بر عهدهء فرد و بايد در اختيار صاحبان قدرت در اجتماع باشد « 3 » .
سيّد مرتضى ، همچون شيخ مفيد ، غيبت امام غايب را لازم مىداند ، به دليل خطرى كه براى زندگى او وجود داشته و هنوز وجود دارد . به گفتهء وى : « در درازى عمر امام غايب به صورت بيرون از متعارف هيچ اشكالى وجود ندارد ، چه دربارهء امامان روا است كه جريان متعارفى امور تغيير داده شود « 4 » » . ولى مرتضى در آن قسمت از آثارش كه مورد مطالعه قرار گرفته ، به اين مطلب كه از امامان معجزاتى صادر شده باشد اشاره نكرده است .
هامش
( 1 ) - جمل ، ص 39 .
( 2 ) - عبد الجبار ، شرح ، ص 742 - 741 .
( 3 ) - اوائل ، ص 98 ، نقلشدهء پيش از اين در ص 370 .
( 4 ) - جمل ، ص 45 . براى آگاهى يافتن از دفاع مفيد از غيبت رجوع كنيد به پيش از اين ، ص 76 - 170 .