مفيد نيز به اين هر دو وضع دربارهء معجزه بودن قرآن معتقد بود « 1 » . عبد الجبّار گفته بود كه دليل آن بلاغت خود قرآن است « 2 » .
مرتكبان گناهان كبيره
نه تنها در مسئلهء امامت ، بلكه نيز در مسئلهء وضع و سرنوشت مرتكب گناهان كبيره ، سيّد مرتضى كاملا در جهت مخالف معتزله قرار دارد . وى مىگويد : « براى جاودانگى ثواب و عقاب دليل عقلى در دست نيست . منبع شناخت آن تنها وحى است » « 3 » . خدا آزاد و مختار است كه كيفر و عقاب را از كسى بردارد ، همان گونه كه هر بستانكارى حقّ چشم پوشيدن از طلب خود را دارد .
« تنها كافران مخلّد در آتشند . گفتهء مرتضى چنين است :
عقاب و عذاب كفّار ، به اجماع عام ، حتمى است . كيفر مرتكبان گناهان كبيره از ميان اهل نماز قطعى نيست ، به دليلى كه بخشيده شدن آنان را روا
هامش
- را تأليف كرده است . ولى از جمل معلوم نمىشود كه منصرف شدن ( صرفه ) مردمان از رقابت با قرآن تنها توضيح او بوده است . مىگويد : « خواه قرآن ، فعلى از خدا براى نشان دادن راستى ادعاى محمد ( ص ) و بنابراين معجزهء او باشد ، يا خدا مردمان را از آوردن مثل قرآن ناتوان كرده باشد ، در هر يك از دو صورت نشانهاى براى اثبات پيغمبرى است . ما حقيقت اين امر را در كتاب الصرف به تفصيل مورد بحث و تحقيق قرار دادهايم » . بومان( J . Bouman )ص 23 ، از قول مرتضى گفته است كه پارههاى قرآن ، با بهترين تأليف بشرى ، تفاوت بسيار چشمگير ندارد . ولى فقرهاى كه بومان به آن اشاره كرده ( نسخهء برلن ، پترمان ، 40 ، برك 4 ب ) چنان نمىنمايد كه نوشتهء سيد مرتضى بوده باشد .
( 1 ) - اوائل ، ص 31 ؛ « العكبريه » ، ص 34 ؛ پيشتر ، ص 21 - 115 .
( 2 ) - المغنى ، شانزدهم ، 318 .
( 3 ) - جمل ، ص 37 .