از سوى ديگر ، شيخ مفيد به شدّت مخالف اين نظر است كه مردمان در زندگى ديگر مجبور به آن باشند كه كار بد نكنند . وى مىگويد كه از اين بابت با بغداديان در مخالفت با جبّائى و پسرش اتّفاق كلمه دارد « 1 » . مفيد در دنبالهء سخن خود مىگويد كه اهل دوزخ عملا كار بد مىكنند . به حسرت و تأسف مىگويند :
« يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
- كاش بازمىگشتيم و آيات پروردگارمان را دروغ نمىشمرديم و از مؤمنان مىشديم ! » [ قرآن ، انعام : 27 ] ، و خدا به آنان مىگويد كه دروغ مىگويند
« وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا
- و اگر بازگردانده شوند به آنچه از آن نهى شدهاند بازخواهندگشت » [ انعام : 28 ] . مفيد مىگويد كه در اين باره وى همراه با بغداديان و مخالف بصريان است « 2 » .
بداء
سيّد مرتضى دو راه حلّ كاملا متفاوت براى مسئلهء بداء پيشنهاد كرده است .
در كتاب الشافى فى الامامة ، در ضمن استدلال كردن بر ضدّ معتزله چنين گفته است :
« و اما در مسئلهء بداء ، اعتقاد هشام [ بن الحكم ] و اغلب شيعيان همان مذهب و آموزهء معتزله در مسئلهء نسخ است . تنها در ناميدن آن به نام بداء ، به سبب حديثى كه روايت كردهاند ، با يكديگر اختلاف داشتند » « 3 » .
اين همان جوابى است كه شيخ مفيد داده و با گسترش دادن به تعريف كلمهء بداء گفته بود كه بداء تعبير بىزيانى براى نسخ است كه همهء مسلمانان آن را قبول دارند « 4 » .
ولى مرتضى در جايى ديگر كه به دفاع از مفهوم نسخ در مقابل جهودان پرداخته
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 67 .
( 2 ) - اوائل ، ص 69 - 68 .
( 3 ) - المرتضى ، الشافى فى الامامة ( تهران ، چاپ سنگى ، 1391 هجرى قمرى ) ، ص 13 .
( 4 ) - اوائل ، ص 54 - 53 ، نقلشدهء پيش از اين در ص 45 - 444 .