تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
ملامت و كيفر شدن دربارهء پيغمبران بايد طرد شود ، بنابراين بايد منكر سرزدن هر گونه گناهى از طرف ايشان باشند . بنابراين اختلاف شيعه و معتزله به مسئلهء احباط وابستگى پيدا مىكند . اگر احباط باطل باشد ، بالضروره اين توافق حاصل مىشود كه هيچ معصيتى از پيغمبران سر نمىزند ، چه آنان را شايستهء نكوهش قرار مىدهد » « 1 » . مسأله‌اى كه در اينجا بايد دربارهء مذهب و آموزهء معتزله به خاطر داشت ، اين است كه گناهان كوچك آدمى مستلزم كيفر نيست ، بلكه به جاى آن حساب اين گونه گناهان با كارهاى نيك او پاك مىشود ، در صورتى كه گناه كبيره همهء اعمال نيك آدمى را نابود مىكند ( احباط ) « 2 » . سيّد مرتضى ، از لحاظ وضعى كه نسبت به وعد و وعيد داشت كه پس از اين دربارهء آن سخن خواهيم گفت ، در اين مسأله با معتزله اختلاف داشت . با وجود اين ، اگر ملايمتى در خصوص كم كردن اختلاف ميان خود و معتزله در مسئلهء عصمت پيامبران از طرف او ابراز مىشود ، در مورد عصمت امامان چنين نيست . معتزليان منكر آن بودند كه امامان معصوم از گناه باشند . شيخ مفيد ميان گونه‌اى از گناهان كبيره كه مايهء سلب اعتبار از مرتكب آنها مىشود با گناهانى كه چنين نباشد ، قائل به تمايز بود . منكر آن بود كه حضرت محمّد ( ص ) مرتكب هيچ گونه گناهى شده باشد ، ولى در حقّ پيامبران ديگر به آن معتقد بود كه ممكن است پيش از بعثت مرتكب گناه شده باشند « 3 » . سيّد مرتضى درست با اين نظر معارضه ندارد ، ولى از راهى ديگر به اين مسأله نزديك شده است . وى به آموزه‌اى اشاره كرده و آن را به نظّام و امام جعفر ( ع ) نسبت داده است مبنى بر اينكه گناهان پيغمبران از روى سهو و غفلت صورت مىگيرد . به گفتهء وى ، سهو مرتكب گناه را از حالت مكلّف
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 4 - 3 . ( 2 ) - رجوع كنيد به پيش از اين ، ص 42 - 339 براى بحث در اين باره . ( 3 ) - اوائل ، ص 30 - 29 ، نقل‌شدهء پيش از اين ، ص 137 .