تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
حمايت شخص ديگر از زيان و مضرّت بيشترى سبب آن مىشود كه رنج و آسيبى به او برسد ، ديگر نبايد چيزى به عنوان عوض و پاداش به آنكه رنج‌ديده است بدهد . ولى در مورد خدا وضع به صورتى ديگر است ، چه خدا در اختيار خود وسايل ديگرى براى جلوگيرى از مضرّت دارد كه بعضى از آنها با هيچ رنج و دردى همراه نيست . بنابراين اگر اين كار را به صورتى انجام دهد كه مايهء درد و رنج شود ، بايد آن را جبران كند و عوض بدهد « 1 » . عوض « نفع استحقاق يافته‌اى است كه مستلزم افتخار و ستايش نيست » « 2 » . هدف
هامش
رنج بدهد . خير آن در اين جهان آن است كه مستلزم درس عبرتى است كه از بيهوده بودن آن جلوگيرى مىكند ، يا پاداشى است كه به جبران آن داده مىشود و مانع آن است كه غير عادلانه به حساب آيد . و اما آنچه در دنياى ديگر صورت مىگيرد ، تنها از جهت مستحق بودن خوب است . « رنج دادن تنها بدين منظور كه سپس جبران شود نمىتواند خوب باشد . چه ممكن است كسى را به اين امر معتقد كند كه زخم زدن به ديگرى تنها بدين منظور كه شايستهء جبرانى شود و اين پاداش و وسيلهء جبران را به او بدهد ، كار خوبى است ، يا اينكه شخصى را به آن وادار كند كه آب را از نهرى بردارد و به نهرى ديگر بريزد تنها بدين منظور كه در مقابل آن مزد و پاداشى به وى بدهد » . در بارهء نظر عبد الجبار رجوع كنيد به شرح ، ص 485 ، نقل‌شدهء پيش از اين ، ص 243 . ( 1 ) - جمل ، ص 34 : « خدا نمىتواند براى دفع مضرت به كسى درد و رنج بدهد و در مقابل آن عوضى ندهد ، در صورتى كه بعضى از ما مىتوانيم در حق بعضى ديگر چنين كنيم . دليل آن اين است كه درد و رنج دادن به خاطر دفع مضرت تنها وقتى خوب است كه دفع آن مضرت از هيچ راه ديگر ميسر نباشد . ولى واحد قديم در قدرت خود وسائل ديگرى براى دفع مضرت از يك مكلف بدون متألم كردن او دارد » . در اين مسأله با عبد الجبار مخالف است كه مىگويد براى خدا شايسته نيست كه تنها براى دفع مضرت به بنده‌اش درد و رنج بدهد ، حتى اگر پس از آن هم در مقابل آن عوضى بدهد . رجوع كنيد به پيش از اين ، ص 243 . ( 2 ) - جمل ، ص 34 . رجوع كنيد به عبد الجبار ، شرح ، ص 494 ، براى همين تعريف .