دارد ولى چنين نمىكند « 1 » . و نيز بر اين موافقند كه انسان افعال خود را بدون [ دخالت ] خدا به انجام مىرساند « 2 » .
پيشتر ديديم كه مفيد ، همراه با بغداديان ، ارادهء خدا را براى افعال ديگران با امر او يكى مىدانست ، در صورتى كه بصريان بر آن بودند كه ارادهء خدا از امر او جدا است « 3 » . در مذهب معتزلهء بصره اين مسأله طرح مىشود كه اگر ارادهء خدا از فعل او متمايز است ، آن وقت يا او بايد اين را نخواهد كه همهء مردمان به او ايمان آورند و از او فرمانبردارى كنند ، يا اگر چنين چيزى را مىخواهد و اراده مىكند به صورت قطعى نباشد . جواب عبد الجبّار اين است كه ارادهء خدا براى افعال مردمان داراى دو جنبه است . وى مىگويد :
« خدا دو گونه از چيزها را مىخواهد كه در حوزهء قدرت ديگران است . گونهء اوّل را به قهر و غلبه اراده مىكند . هنگامى كه چنين اراده مىكند ، حتما بايد صورتپذير شود . و اگر صورت نگيرد ، يك نتيجهء منطقى غير قابل قبول از آن دربارهء خدا حاصل خواهد آمد . گونهء ديگر آن است كه خدا آن را از ديگرى و بنابر اختيار و اطاعت او اراده مىكند . اين همان چيزى است كه خدا از همهء مكلّفان خواستار است . اگر اين خواست خدا عملى نشود ، لزوما نشانهء ضعف يا نقص در او نيست » « 4 » .
چون سيّد مرتضى پيرو نظر بصريان دربارهء ارادهء خدا است ، وى نيز معتقد به دوگونگى دربارهء ارادهء خدا نسبت به افعال مردمان است . اعتراضى را عرضه كرده و به آن چنين پاسخ داده است :
هامش
( 1 ) - المرتضى ، جمل ، ص 32 ، 31 ؛ المفيد اوائل ، ص 23 ، نقلشدهء پيش از اين ، ص 208 .
( 2 ) - جمل ، ص 32 ؛ اوائل ، ص 25 ، نقلشدهء پيش از اين ، ص 217 .
( 3 ) - عبد الجبار ، شرح ، ص 434 ، نقلشدهء پيش از اين ، ص 200 ، 198 .
( 4 ) - المغنى ، ششم ، بخش 2 ، 257 .